صفحات

سخت است فهماندن چیزی به کسی که در قبال نفهمیدنش پول می گیرد. (احمد شاملو)

۱۳۸۵ شهریور ۴, شنبه

جوابی به یاوه سرایی های سایت مطالعات افغانستان

سایت انترنتی مطالعات افغانستان اخیراً زیر عنوان بالا مقاله ای به چاپ رسانده است. نویسنده مقاله در آغاز، سابقه ی مائوئیستی نورانی و این که مائوئیست ها چگونه از داعیه فلسطین دفاع می کردند را با غیظ تمام نوشته، سپس همدردی نورانی با ملت یهود را افشا کرده، بخاطریکه خواسته لیبرال و دموکرات جلوه کند و بعد هولوکاست را با زیر و زبر تشریح نموده و در آخر "نکته ای قابل توجه" یا جان کلامش را با چند  پرسش از نورانی به پایان رسانده  است و آن اینکه:  "نکته قابل توجه دیگر در رابطه با نوشته های آقای نورانی، خصومت ورزی و تبلیغات سوء علیه کشور همسایه ما ایران است. به گونه ای که هفت شماره نشریه پیشرو ایشان که تا اکنون منتشر شده، چهار شماره به تبلیغات خصمانه علیه جمهوری اسلامی ایران پرداخته است. برای ما قابل فهم نیست که نورانی ازین تبلیغات چه چیزی را جستجو می کند؟ و آیا اگر سخنان نورانی را کسی جدی بگیرد، این خود دشمن تراشی نیست؟ مگر ما در شرایط فعلی کم دشمن داریم که دنبال دشمن جدید بگردیم؟ آنهم کشوری مثل ایران که در همسایگی ما قرار دارد و در طی بیست و چند سال میزبان حدود سه ملیون نفر از هموطنان ما بوده، در دوران جهاد از مقاومت ما حمایت کرده، پس از روی کار آمدن تحول جدید به صف کمک کنندگان پرداخته و دولت فعلی را مورد حمایت قرار داده، به نحوی که اکنون مرز ما با ایران امن تر از تمام مرزهای کشور است. مقامات دولتی و منابع آگاه می گوید که از مرز پاکستان ناامنی و ترور وارد
افغانستان می شود؛ آیا باید به دنبال این باشیم که مرزهای مشترک ما با ایران نیز چنین وضعیتی را پیدا کند؟"
و در آخر نوشته را با این پرسشها به پایان می برد که چرا آقای نورانی چنین سوپرهولوکاستی شده و ازین طریق دنبال  چه چیزیست؟ اثبات لیبرال و دموکرات بودن؟ خوش خدمتی به صهیونیستها؟ و یا جنس و نقد؟
ما جواب را با قصه ای از سایت بازتاب که به رژیم ایران نزدیک است، آغاز می کنیم. این سایت زمانی که آقای کرزی سفرش را به تهران لغو کرد، ضمن اینکه کرزی را به تحقیر گرفت، بر عمال افغانی خود شورید و چنین نوشت: "در حالیکه گروههای افغانی مورد حمایت ایران همه جایگاه قابل توجهی در افغانستان دارند، تعامل با آنها و پیگیری حقوق و منافع جمهوری اسلامی ایران از آنان وظیفه دپلوماتیک ایران در کابل است. باید پرسید که این افراد چگونه این وظیفه را به انجام رسانده اند؟"
اینکه نوشتن مقاله سوپرهولوکاستی جزء این وظایف است و با آن از ضایعات جنس و نقد جلوگیری می شود، چیزیست که حاجت به بیان نیست. اما ما ابتدا اشاره ای به قسمت های اول این نوشته داریم و سپس به جان کلام یا به "نکته قابل توجه" که زحمتکشی تمام مقاله در خدمت این پرسشها قرار داده شده، خواهیم پرداخت.
در مورد اندیشه مائوئیستی نورانی، لیبرال یا دموکرات شدن و یا نشدن او، هولوکاست و شکل گیری اسرائیل، دفاع یا عدم دفاع او از فلسطین و فلسطینیان، نورانی و نورانیان موضع روشن، شفاف و خنجرگونی دارند که برای هیچ افغان آزاده و هیچ مطبوعاتی مستقلی پوشیده نیست وازین موارد کسی به اندازه  ای نوک سوزن هم قادر به وارد نمودن اتهامی بر آنان نیست و سایت مذکور هر طور دلش می خواهد و یا به قول معروف می خواهد افشاگری کند، پشیزی ارزش ندارد، چون نورانی در برنامه گفتمان تلویزیون طلوع این مشکل را قبلاً حل کرده و به این خاطر تشویشی ایجاد کرده نمی تواند. نورانی ها نه وطنفروشی کرده اند، نه اطلاعات چی اند و نه دست شان به خون کسی آلوده است و ازین منظر یک دست و گردن از وطنفروشان هفت ثوری، تنظیمی، طالبی و تکنوکراتی بالا می باشند. لذا به "نکته هایی که قابل توجه" نیستند وقت خود را ضایع نکرده، بر پرسشهای "نکته قابل توجه" مکث می نمایند.
نوشته های پیشرو برای تمام افغانها قابل فهم است و به این خاطر از استقبال گرم و گسترده ای برخوردار می باشند. غیر از کسانیکه
 بنا به تکالیف خاصی کور و کر شده اند و به گمان کور شان با چنین اما و اگر هایی دست به تحریک علیه پیشرو می زنند.
پیشرو مخالف استبداد و خفقان در تمام دنیاست و اصالتی جز این ندارد. مخصوصاً رژیم های کثیفی که در جنگهای داخلی وطن ما آتش بیار معرکه بودند و مزدوران خود را به جان ملت ما انداختند و این همه بربادی را به بار آوردند.
اعتراض و انتقاد حق هر رسانه‌ای آزاد است و این محدود به مرزها نمی گردد. اخطار دشمن تراشی برای پیشرو، از سوی شما جز اینکه بیشتر به افشای سطح فکری خود پرداخته باشید و به اثبات برسانید که برای منافع کجا قلم فرسایی می کنید، موسیچه ای را هم تحریک کرده نمی توانید و ما نه تنها کوچکترین وسوسه ای
 ازین اخطار نخواهیم داشت که نوک سبیل ما هم نخواهد لرزید. شما کار نقد و جنس خود را بکنید.
 اگر قرار باشد ما بگوییم که آقای احمدی نژاد! شما اول به استبداد و خفقان بی پایان تان در ایران خاتمه دهید، از مداخله در امور دیگران بپرهیزید، پولهای ملت ایران را که در تنگدستی عجیبی به سر می برند، دیوانه وار به پای دیگران نریزید و لطفاً نارضایتی ایرانیان را در داخل ملک تان اول مهار بسازید، بعد اسرائیل را به دریا بیاندازید و این رئیس جمهور فوراً بیاید و مرزهای ما را متشنج بسازد، بگذارید هزاربار این کار را بکند. چون شما نمی دانید که در شرایط کنونی مرزهای خود ایران ضربه پذیرترین مرزهایی در جهان می باشند که امیدواریم هرگز کسی به این کار دست نزند. زیرا در ایران خلق کبیری زندگی می کند که حتماً روزی به این همه کنده و زندان در ملک شان خاتمه خواهد داد. شما بچه ترسانک نکنید و دنیا را کمی از سرچاه بزرگتر ببینید و بسیار هم ضد مائوئیست نباشید، چون سرکار شما (احمدی نژاد) آقایان مائوئیست و مارکسیست چون هوگوچاویز، کاسترو، مورالیس، موگابه و سونگ را پیهم غرق بوسه می سازد و در آغوش می کشد.
ایران علاوه به اینکه "میزبان" سه ملیون افغان بوده، اگر تل سیاه، سنگ سفید، اردوگاه های تهران، اراک، زابل، زاهدان، تایباد و دشت قرقروک را فراموش نکرده باشید"زندانبان" افغانها هم بوده است و حال که برای این همه افغان ویزا صادر می کند، لطفاً منت آنانرا بر ما بار نکنید. چنین نیروی کار ارزان و مطیع را کارفرمایان ایرانی از خدا می طلبند. ایران سالانه با صدور بنجلهایش به افغانستان بیش از 500 ملیون دالر نفع می برد. تصمیم دارد از طریق افغانستان راه بحری چاه بهارش را به بازارهای آسیای میانه از طریق افغانستان وصل نماید. آخرین قطرات آب هلمند ما را می چوشد. از طریق شمال کشور ما می خواهد خود را به ازبکستان وصل بسازد و نه تنها مرزهای ایران که از چهارکشور دیگر نیز با ما بسیار آرام می باشد و در بازسازی  افغانستان، پاکستانی که از مرزهایش ترور می فرستد نیز کمک می نماید و این را هر افغانی به آسانی می فهمد که نه ایران، نه پاکستان، نه عربستان و نه اروپا و امریکا برای خدا، حسن همجواری و برادری برای ما کمک نمی کنند. تمام اینها اهداف خاص خود را در ملک ما دارند. این سیاست ایرانگراها در ملک ماست که بخاطر پنهان نمودن امیال ایران بیشتر به عملکرد های پاکستان توسل جسته آنرا بارز می سازند. ولی پیشرو آنقدر فهم و دقت دارد تا کاه را از دانه جدا بسازد و ما اینرا خوب به یاد داریم که وقتی ایران و پاکستان در رقابت با یکدیگر، در جنگهای داخلی افغانستان مزدوران خود را تمویل و تسلیح می کردند، به این منظور بود که افغانستان را از هست و بودش خالی بسازند تا بتوانند در آینده خواست های خود را بر ما تحمیل نمایند و به این خاطر، این دو همسایه را تاریخ ما نمی تواند، ببخشد و الی کسانی که به گفته ایرانی ها ریگی در کفش دارند. به این ترتیب جناب آقا و یا خانم نویسنده! منت گزاری های ایران ارزانی شما باد که از نقد و جنس تان چیزی کاسته نشود.
اگر نورانی و نورانیان به دنبال نقد و جنس می بودند، حتماً مثل شما امروز حافظ منافع رژیم خاصی می شدند و با چنگ و دندان از "سرکارهای" آنجاها حمایت می کردند. چیزیکه افتخار پیشرو را می سازد همین است که هرگز استقلال کشور را به پای هیچ رژیمی حلال نکرده و چون ستون پنجم نه که ستون یکم هم عمل ننموده و نخواهد کرد و ازین منظر سرافرازی نصیب ماست و سرخمی نصیب تمام ستون پنجمی های فرهنگی و غیر فرهنگی و اطلاعات چی هایی که مامور حفظ منافع دیگران در افغانستان اند.

کار می خواهیم!

بیکاری کتله وسیعی از زحمتکشان که با گذشت هر روز بر تعداد آن افزوده می شود، از مشکلاتی عمده ای است که مردم شمال کشور از آن رنج می برند. اگر دولتمردان ما بار گران بیکاری در جنوب را بر دوش جنگهای طالبان می اندازند که البته این هم توجیه نادرست است، ولی در شمال بدون جنگ، چه مشکلی وجود دارد که هزاران هموطن بیکار ما در چوکهای ولایات شمال در سرمای گزنده باید در رویای کار صبح تا شام صف بکشند؟ این وضعیت قلب هر بیننده با احساس را می آزارد، اما تنها کسانی از کنار این کتله های بیکاران با خاطر آسوده می گذرند و خم به ابرو نمی آورند که در عقب شیشه سیاه کروزینگ بر سیت راحت تکیه زده باشند.
گرچه شمال کشور در گذشته ده ها فابریکه و پروژه فعال داشت و برای هزاران کارگر زمینه کار را مساعد ساخته بود اکنون یا یکسره به وسیله جنگ سالاران به غارت رفته یا هم در بمبادمان کاملاً منهدم گردیده اند. از جمله این تاسیسات می توان از پروژه آبیاری کوکچه، پروژه استحکام سواحل آمو، بند برق خان آباد کندز، فابریکه قند بغلان، فابریکه های شرکت سپین زر در مرکز تخار و ولسوالی های خواجه غار، ارچی و امام صاحب و ده ها فابریکه خورد و بزرگ نام برد.
بعد از حادثه یازدهم سپتامبر و فروکش جنگ های طالبی و جنگ های تنظیمی و واریز شدن صدها ملیون دالر از کمک های جامعه جهانی، مردم زجردیده ما انتظار داشتند در زندگی مشقتبار شان بهبود رونما گردد و زیربناهای کشور بازسازی گردند.
برگشت داوطلبانه پناهندگان از پاکستان و ایران اکثراً از روی همین خوشبینی ها و وعده های میان خالی دولت صورت گرفته ولی برگشتگان بزودی متوجه گردیدند که در پهلوی بی امنیتی و مشکلات دیگر، هیچ زمینه کار و اشتغال وجود ندارد؛ اینان هم در پهلوی سایر بیکاران به امید کار روزمزد به چوک های مراکز شهرها روی می آورند تا باشد لقمه نانی از کار روزمزدی نصیب گردند. بعضی ازین بیکاران در اثر تبلیغات به ولایات جنوب چون هلمند می روند تا در بدل مزد خیشاوه و جمع آوری شیره کوکنار پولی ناچیزی به جیب شان بیاید. بدبختانه عده ای ازین افراد قربانی درگیری هایی طالبان با نیروهای ائتلاف می گردد و تعدادی هم یا از روی فشار یا تطمیع به گوشت دم توپ طالبان مبدل می گردند.
در شمال باندهای قاچاق انسان در پهلوی قاچاق مواد مخدر بسیار فعال اند. این قاچاقچیان افراد بیکار را تشویق به کار در کشورهای همسایه به ویژه ایران می کنند. این توده های سرگردان که نه پول برای پاسپورت دارند و نه توان ویزا گرفتن را، ناچار با قاچاق چیان انسان راهی ایران می گردند. این افغان های تیره روز یا در عبور از سرحد افغانستان به ایران هدف گلوله های مرزبانان ایران قرار می گیرند (بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به مرز میان کشورهای اسلامی باور نداشت!) و در صورت موفقیت در عبور از مرز به باندهای دیگر در ایران به فروش می رسند که در بدل اجرت قاچاق بران ماه ها به شکل گروگان به کار مفت و بی مزد می پردازند.
این است روزگار هزاران هموطن زحمتکش ما در شمال. اگر وضعیت به همین منوال به پیش برود با تاسف شاهد مصیبت های بیشتر خواهیم بود.

مشت نمونه خروار

ده اعشاریه شش ملیارد دالر:
 اخیراً رئیس جمهور امریکا اعلان کرد که مبلغ ده اعشاریه شش ملیارد دالر کمک به افغانستان را جهت تصویب به پارلمان آن کشور خواهد فرستاد که در تقویت نیروهای امنیتی افغانستان به مصرف خواهد رسید.
در گذشته از سوی منابع خاصی اعلان شده که تا حال ایالات متحده مبلغ 78 ملیارد دالر به افغانستان کمک فرستاده است. بسیاری معتقد اند که با 78 ملیارد دالر نه تنها تغییری در وضعیت اجتماعی ملک ما به وجود نیامده که وضعیت معیشتی هم از قبل بدتر شده است و حال این مبلغ چه معجزه ای خواهد کرد؟ نکند که امریکایی ها پول مصرف نیروهای خود را نیز کمک به ما اعلان می کنند!! کاری که شوروی ها کرده بودند و حال ما 20 ملیارد دالر از اثر لشکرکشی های شان بدهکار هستیم!!
درامة دیورند:
 عطامحمد نور والی بلخ گفته است که باید درامة دیورند که همیشه برای افغانستان مشکل ساز بوده، حل شود. عطامحمد نور که از قوماندانان سابق جمعیت اسلامی و به قول "ثابت" او و اداره اش در ملیاردها افغانی فساد غرق می باشد و باید محاکمه شود، به اینصورت برای سه هزار نفر در جلسه این نظر را بیان داشته و فکر می کند که مسئله به این بزرگی را مثل سایر مسایلی که "حل" می سازد، حل کرده می تواند. او این را نمی داند که همچو یک اظهار نظر از سطح او بالاتر می باشد و مخصوصاً آنسوی مرز قومی افتاده که با هزار زنجیر به اینسو بسته بوده و علایق بی شماری آنانرا بیشتر از پنجاب به کابل وصل می سازند. لذا تصمیم نهایی را باید آنان بگیرند و آقای نور از چنین مسایلی که نمی داند بهتر است چپ بنشیند و چون پسته ی بی مغز لب وا نکند.
 کسی که هر جا بود:
 آقای مولوی محمد اسلام محمدی نمایندة سمنگان در ولسی جرگه روز جمعه به قتل رسید. وی قوماندان حرکت انقلاب  در زمان جهاد، عضو کابینه در حکومت مجاهدین در تبعید، والی بامیان در زمان طالبان و نماینده در ولسی جرگه فعلی. از جایی که در 30 سال گذشته حوادث بسیاری اتفاق افتاده و دشمنی های شخصی، سیاسی و گروهی بی شماری رخ داده و چون آقای محمدی در تمام این دوره ها بر قدرت سوار بوده، ممکن نیست در یکی از این دام ها قرار نداشته بوده باشد و قتل او هم حتماً از همین منظرها آب خورده است و چون عده ای بسیاری از قدرتمندان فعلی وضعیت بهتری از آقای محمدی ندارند، لذا خوب خواهد بود که پروژة عدالت خواهی را محکوم نکنند، قبل از آنکه به سرنوشت آقای محمدی دچار شوند، بار گناهان خود را به زمین بگذارند.
 نیمی از کمکها غارت می شوند:
تحقیقاتی که از سوی امریکایی ها و انگلیس ها صورت گرفته، گفته می شود که نیمی از کمک هایی که به افغانستان ارسال می گردند، دزدی می شوند. درین گزارش گفته شده که ده ها موتر پولیس فروخته شده و پول ها به وسیلة سران طوایف غارت می گردند، در حالی که در افغانستان کسی باور ندارد که نیمی از کمک ها دزدی شوند. هر افغان معتقد است که بیش از 80 در صد این کمک ها چپاول شده از گاو غده اش هم به بازسازی نمی رسد. معلوم نیست که امریکایی ها و انگلیس ها چرا بعد از 5 سال به این نتیجه می رسند. این در حالیکه مردم درین 5 سال فغان خود را به آسمان رساندند و یا این محققان که پولیس و رهبران طوایف را متهم به دزدی کرده اند، بخش های دیگری مثل گمرکات، سره میاشت، آریانا، وزارتخانه ها، شاروالی ها، ولایات و غیره پاک و منزه اند؟ آیا خود دونر ها و انجوها درین باتلاق تا گلو غرق نیستند؟
 لشکر محمد رسول الله:
 گفته می شود که ایرانی ها اخیراً افغان ها را در لشکری به نام محمد رسول الله تنظیم کرده و برای افراد آن ماهانه معاش می پردازند و سرپرستی این لشکر را سپاه پاسداران به عهده دارد. اینکه در گذشته سیاست ایران در مورد افغانستان چگونه بوده و در جریان ایران و عراق چقدر افغانها به جنگ فرستاده می شدند و بعد در جنگ آذربایجان چقدر افغانها در مقابل ارمنی ها تلفات دادند، برای مردم ما مشهود است و حال که افغانها جبراً در اثر بی کفایتی دولت افغانستان به ایران فرار می کنند و به این لشکر کشانده می شوند از همان سیاست ها همسایگان ما و کشور های مقتدر جهان است که افغانها را در لشکر های مزدور جمع کرده، به کشتن می دهند و اهداف خود را توسط آنان برآورده می سازند.
 افکار بنیادگرایانة وزیر:
 نجیب روشن رئیس سابق رادیو تلویزیون ملی افغانستان که در اثر اختلاف با کریم خرم وزیر اطلاعات و فرهنگ استعفا داد، در مصاحبه اش با طلوع گفت که وقتی وزیر فرد مورد نظرش را بر کرسی ریاست می نشاند با افراد مسلح وارد تعمیر رادیو تلویزیون ملی شد و گویی این کار را به زور تفنگ انجام می دهد. وی اظهار داشت که از خود وزیر و افراد مسلح او ترسی ندارد، ولی از افکار طالبانی و حکمتیاری وزیر ترسیده، استعفا می دهد.
 قاتل میبخشد یا مقتول؟
اخیراً ولسی جرگه منشوری به تصویب رساند که در آن هرچه خونهایی که به وسیله ی قاتلان ریخته شده، بخشیده اعلان شد. چون تصویب کنندگان خود متهم به جنایت و نقض حقوق بشر اند. تمام مردم تعجب کرده اند که بالاخره ملت ما به جایی رسید که خلاف تمام عرف های انسانی و جهانی، عوض اینکه مقتول، قاتلان را ببخشد، قاتلان خود را میبخشند. بعضی ها صراحتاً‌ میگویند که بعد از این ولسی جرگه همیشه چپه فیر خواهد کرد و الی که پای معاش و امتیازات خودشان مطرح باشد.