صفحات

سخت است فهماندن چیزی به کسی که در قبال نفهمیدنش پول می گیرد. (احمد شاملو)

۱۳۸۵ اسفند ۱۹, شنبه

مشت نمونه ی خروار

اصف ننگ: بتاریخ 9 سرطان محمد آصف ننگ سخنگوی اداره امور با سه تن دیگر دستگیر شد. جرم او را تلویزیون طلوع عضویت در حزب اسلامی و وابستگی به آی.اس.آی پاکستان اعلان کرد. بعد گفته شد که چون وی مدیر مسوول دو هفته نامه مجله "د امن جرگه" است  و در آن حامد کرزی عامل سیا خوانده شده، دستگیر گردیده است. این مجله در شماره هشتم، ثور 1386 خود مقاله طویلی زیر نام"افغانستان مثل توپ فتبال میان شرکت های بزرگ نفتی" ترجمه جعفر پویا از کتاب "جنگ و جهانی شدن" به چاپ رسانده و در بخش های آخر آن می نویسد: "... روز نامه الوطن چاپ عربستان سعودی می نویسد که کرزای از سال های هشتاد در خدمت سیا بود و یا برای آن کار می کرد ، وی در 1994 که ایالات متحده تصمیم گرفت طالبان را به قدرت برساند، با سازمان سیا برای رساندن کمک به طالبان همکاری مستقیم داشت."
آب و بی آبی: در کشوری که هر چیز غیر قابل کنترول باشد، در هر حالت قربانی می گیرد. سال گذشته فریاد و فغان بالا بود که امسال عده ای از خشکسالی جان خواهند داد، هر چه زود تر به فکر جمعاوری پول و مقابله با خشکسالی باشید . اینکه چطور پول جمع شد و کجا به مصرف رسید والله اعلم و هنوز مقابله با خشکسالی در دستور کار بود که در هفته اول ماه سرطان سیلاب هایی در شمال کابل، شهر کابل، کنر و سواحل دریای آمو بیش از یکصد کشته بجا گذاشت و مردم فریاد می زدند که گاه آب و گاه بی آبی ما را می کشد و معلوم نبود که این مردم از کی شکایت دارند!!
جرگه امن: از یکسال به این سو دهل برگزاری جرگه امن نواخته می شود و بسیاری در این طرف حنا بسته اند که با برگزاری این جرگه مشکلات زیادی حل خواهند شد. این در حالیکه پاکستانی ها می گویند که نه ما این جرگه را از قبل میشناختیم و نه با آن اشنایی داریم. فقط منطقه سرحدی ما با این کار آشنایی دارد و زنان هم نباید درین جرگه شرکت کنند. چون تصمیم گیرندگان سیاست در پاکستان پنجابی ها اند و آنها هم جرگه را نمی شناسند و از سوی دیگر آنانیکه جرگه شناس اند و در مرز زند گی دارند، بیشتر با افکار طالبی همگام اند و طالبان در وزیرستان، باجور، مالاکند و دیر بیشترین نفوذ را دارند. لذا به نتیجه رسیدن چنین معجونی و حل پرابلم دولت و طالبان ماورای نیروهای خارجی ودولت پاکستان ناممکن به نظر می رسد و چون بسیاری به این اعتقاد اند، حتا جنب و جوش ظاهری هم درین مورد به چشم نمی خورد.
صدای شریعت: اخیراً رادیوی صدای شریعت طالبان با موج اف.ام 88 در جوار ولسوالی برمل ولایت پکتیکا به کار اغاز کرده است و می گویند که صدای آن در مناطق سرحد شنیده شده است . اینکه این رادیو چطور کار میکند و چرا در کشف محل استقرار آن تلاش صورت نمی گیرد، همه متعجب اند.
مگر امریکایی ها فراموش کرده اند که روزی لاف و پتاق می زدند که شی 18 انچی را به روی زمین دیده و آن را نابود کرده میتوانند، حال اگر زیر کاسه نیم کاسه ای نیست، چرا چنین استیشنی را از میان بر نمیدارند؟ شاید بخاطر اعتقاد ایالات متحده به آزادی بیان و رسانه ها است که اجازه میدهند این شی چند صد انچی به فعالیت ادامه دهد!!
توره بوره: امریکایی ها بعد از 11 سپتمبر با قوت توره بوره را بمباران کرده و القاعده را از سوراخ های آن راندند. گرچه این پایگاه به نماد مقاومت طالبان و القاعده مبدل شده، اکنون طالبان با آن نام مجله ای را انتشار میدهند، ولی هر گز به این فکر که برای ابد توره بوره را رها کنند، نبودند. اخیراً پسر مولوی خالص با هزار جنگجو درین پایگاه مستقر شده، امریکایی ها را به مصاف طلبید. اینکه این بار چرا امریکایی ها اقدامی به سرکوب توره بوره نمی کنند و به نحوی اظهار عجز می نمایند، بسیاری آنرا سیاست طالب پسندانه امریکایی ها  می دانند که از چند ماه به این سو بدان مصاب شده اند.
نقش منفی: اخیراً آقای قانونی در دیدار با سکرتر جنرال سازمان امنیت و همکاری اروپا گفته است که بعضی همسایه های افغانستان، نقش منفی و بعضی هم نقش مثبت در قبال این کشور بازی می کنند. آقای قانونی نام این همسایگان را نه گرفته است. این عام گویی آقای قانونی بیشتر به ایران رابطه میگیرد که از یکطرف با جبهه ملی رابطه نزدیک دارد و از سوی دیگر درین روز ها شایعاتی وجود دارد که ایران با طالبان در همکاری نزدیک قرار گرفته است. معلوم نیست آقای قانونی سیاست دو پهلوی ایران را چطور ارزیابی میکند؟
امریکا به تنهایی نمیتواند: بیست سناتور امریکایی اخطار کرده اند که اوضاع در افغانستان از کنترول خارج میشود و در صورتی که ناتو در این رابطه سهم بیشتری نگیرد، امریکا به تنهایی قادر به مهار کردن وضعیت نیست. این که چرا این سناتوران اینطور اظهار نظر کرده معلوم نیست. در حالیکه طالبان در وضعیتی که کل افغانستان را تسخیر کنند، قرار ندارند و امریکا هم گفته است که با پیمان استراتیژیک شاید سالها در بگرام بمانند و انگلیس حضور خود را تا سی سال اعلان کرده است، آیا این دو اظهار نظر با هم متضاد نیستند؟
خارجی ها می کشند: اخیراً نیرو های ائتلاف در اثر بمبارانی در حیدر آباد گرشک بیش از صد نفر را به قتل رساندند . قبل از این بمباران گفته شده بود که این نیرو ها سی در صد بیشتر از طالبان، افراد ملکی را به قتل رسانده اند. بسیاری میگویند وقتی که قاتلان در هیچ جایی مورد باز پرس قرار نمی گیرند و بهای هر افغان فقط دو هزار دالر تعیین شده است ، چرا این قتل ها به این آسانی و به این گستردگی صورت نگیرد؟
بان کیمون به کابل آمد: بان کیمون سرمنشی سازمان ملل متحد بعد از تقرری، اولین باری به کابل امد و مثل بغداد حین صحبتش کدام راکتی پرتاب نشد.
او خواهان جلوگیری از کشتار بی گناهان، مبارزه با مواد مخدر، مبارزه با فساد اداری شد و از جرگه امن با پاکستان حمایت کرد.
این سفر در حالی صورت گرفت که دو روز بعد از آن کشتار دستجمعی در گرشک اتفاق افتاد و امسال مواد مخدر کمتر از پار سال تولید نخواهد شد و جرگه امن هم چیزی تراوش نخواهد کرد. رفت و آمد های خارجی ها در این سال به کابل آنقدر زیاد شده و صحبت های خسته کن و تکراری آنقدر بالا گرفته که حال کسی از این که کی آمد، چه وقت آمد و چه گفت کسی اطلاع نمی یابد.
32 ملیون دالر : آقای عصمتی رئیس جدید شرکت پرجنجال آریانا گفته است که در مورد آریانا خیانت های زیادی صورت گرفته است . 32 ملیون دالر بدون آن که آریانا در جریان باشد با سازش به بیرون انتقال یافته است. 4 ملیون دیگر بدون سرو صدا در کشور دیگری باقیمانده است. در بدل هر مسافر آریانا سه کارمند استخدام شده است . خرید طیارات به دلالان صورت گرفته، نه مراجعه به مارکت. مبلغ 5 ملیون دالری که برای خرید دو بوینگ پرداخته شده، هردو راجستریشن پرواز ندارند. پول بیمه، پول تیل، پول عبور از فضای کشور ها و پول کرایه از درک میدان به وزارت هوانوردی تا حال پرداخته نشده است. معلوم نیست آقای عصمتی این لحاف پاره پاره را چطور وصله خواهد زد!!
قانون در ایتالیا: گردهمایی جهانی بخاطر قانون مداری و جلوگیری از فساد در افغانستان روز دو شنبه، 11 سرطان به راه افتاد. ایتالیا از مدت ها خواهان کنفرانس بین المللی در قبال افغانستان شده بود. اینکه خود ایتالیا همیشه با جنجال های لا قانونی، فساد و مخصوصاً مافیا گیرایی روبرو بوده، حتا دولت های ایتالیا بار بار به این خاطر سقوط کردند، معلوم نیست این کشور چگونه قادر به تعلیم قانون مداری به افغانستان خواهد شد؟

چرا تنها ایران؟

اخیراً به خاطر مداخلات ایران در امور افغانستان، اتهاماتی از سوی صدراعظم سابق انگلیس، وزیر دفاع امریکا و قوماندانان ناتو و ائتلاف در افغانستان علیه آن کشور وارد گردید، ولی دولت افغانستان درین مورد سکوت کرده و واکنشی نشان نداد.
اینکه ایران مثل بسیاری از کشورهای منطقه و جهان در امور داخلی افغانستان مداخله می کند، جای شکی نیست؛ اما بحث اصلی اینجاست که آیا فقط کشف چند ماین و چند تفنگ می تواند، اینقدر وسوسه برانگیز باشد. آیا نیروهای خارجی حاضر در افغانستان نمی دانند که کدام کشورها لحظه به لحظه در کشور ما دستی در آتش دارند و تنور داغ آن را پف می کنند؟
مردم افغانستان به این قضایا به گونه ای دیگر دیده  و منافع ملی خود را طور دیگر تعریف می کنند، نه به شیوه ای که غربی ها مسایلی را به خاطر برآورده ساختن امیال خود علم می کنند. غربی ها با تمام جنگ و تلفاتی که امروز در افغانستان روان است و تمویل و تسلیح کننده اصلی طالبان، پاکستان می‌باشد، با این کشور برادری عمیق داشته، ملیاردها دالر برایش کمک می کنند، برایش فانتوم می بخشد و رفت و آمدهای دیپلوماتیک و غیردیپلوماتیک گرمی میان هم دارند و به این خاطر بسیاری از تحلیل گران بدین باور اند که هر چه در پاکستان می گذرد با منافع غربی ها همخوانی داشته، اعتراضی در مورد این عملکردهای پاکستان صورت نمی گیرد. همه می پرسند که اگر ایران در چنین مراوده قرار می داشت، در کار مداخلاتش اعتراضی صورت می گرفت؟
ایران در گذشته برخورد هایی با طالبان داشته است و همین طالبان ده دپلومات ایرانی را در مزار شریف به قتل رساندند، ولی در آخر دوران آمارت طالبی ایران با طالبان در حد معینی رابطه برقرار کرده، دید و بازدید هایی داشتند. حال هم منافع هر کشوری میتواند دشمنان دیرین را به دوستان نوین مبدل سازد. مخصوصاً اینکه ایران از مداخله در امور عراق درسهای بسیاری گرفته، به این خاطر در افغانستان هم مداخله میکند. اما اگر قضیه برسر چند تاماین باشد باید در نظر گرفت که اکنون کشور ما به انبار مهمات و سلاح های 36 کشور جهان مبدل شده است و از جنوب روزانه صدها میل سلاح و صدها تن مهمات وارد افغانستان میگردد. باز هم منافع ملی ما در این است که به غیر از کنترول مردم، یک پوچک هم از هیچ طرفی وارد افغانستان نشود، زیرا هر مرمی فقط قلب افغان بیگناهی را هدف قرار میدهد.
 منافع ملی افغانستان ایجاب می کند که هیچ خارجی در افغانستان حضور نداشته باشد و نه از هیچ جایی مداخله ای صورت بگیرد. در غیر آن ایران در جریان جنگ های ضد شوروی، در تهران و قم تنظیم های هشت گانه را سازمان داد، در درگیری های صفحات مرکز، پاسداران فعالانه دست داشت، در مقابله با طالبان از هر کشوری بیشتر جبهه متحد شمال را کمک می کرد و بعد از یازدهم سپتامبر حضور بالفعل اش را از راه های مختلف حفظ کرد. زیرا منافع جیوستراتژیک و جیواکانومیک خاصی در افغانستان مخصوصاً از منظر سرک و آب داشته است که هیچ کشوری را بیشتر از آن در قضایای داخل افغانستان دخیل نمی سازد.
در افغانستان، امریکایی ها با 20 هزار نیروی مسلح در قالب ائتلاف و ناتو، پایگاه هایی در بگرام، قندهار و شیندند، صدها مشاور و ده ها زندان و ده ها فروند جت و هلیکوپتر با 35 کشور دیگر مستقر بوده و چون با ایران بعد از استقرار دولت خمینی همیشه شاخ به شاخ می باشد، لذا فعالیت های ایران یا از طریق حمایت از جبهه ملی، یا طالبان و یا هر دو، طوری که مداخله گران دیگر عمل می کنند، عمل کرده، با منافع ملی ما کاملاً متضاد می باشد و هم هیچ وقت این مداخلات قطع نشده اند، لذا هیاهوی کشف ماین های ساخت ایران، و یا قطع کمک های نظامی ایران، برای کشور ما چاره ساز اصلی نبوده، افغانستان باید از وضعیتی که هر کس آن را چون نمدی قرار داده، برای شان کلاه می برند، نجات یابد و حاکمیت را خود مردم افغانستان، بدون اینکه نیروی دیگری زندگی آنان را حمایت و حفاظت مستقیم نماید، به دست گیرد و ازین ننگ و نکبت که به محل داربازی های گوناگون داخلی، منطقوی و جهانی مبدل شده، خود را برهاند.

۱۳۸۵ دی ۲۵, دوشنبه

جنایت رنگ دیگر بخود می گیرد

در زمان تجاوز سوسیال امپریالیزم روس و حاکمیت احزاب وابسته به آن، یکاولنگ از جملة ولسوالی هایی بود که مانند سایر نقاط کشور با ابزار و سلاح ابتدایی در نبرد رویارویی با ابرقدرت وقت قرار گرفت و با عزم و اراده استوار ایستادگی نمود . در آخرین مراحل به ثمر رسیدن این قیام ها و شورش ها بود که سازمان های نصر، سپاه، نهضت و... که قبلا در ایران نطفه گذاری شده بودند، یکباره سمارق وار نمایان شدند و قیام های مردم را از مسیر استقلال طلبانه به کژراهه بردند و دیری نگذشت که این گروه ها و سازمان ها جنگ های گروهی را سازماندهی کردند و هزینه این جنگ ها را بر شانه های مردم بار کردند؛ مردمی که فقط نان شباروزی شان را از زراعت و مالداری بدست می آورند.
جوانان یکاولنگ یکی از قربانیان اصلی جنگ های گروهی در این ولسوالی به شمار میروند. گروه های جنگی با سو استفاده از فقر و تیره روزی مردم این منطقه، جوانان را برای جنگیدن در برابر یکدیگر استخدام می کردند و یا به زور آنان را به سنگرهای شان برای جنگ می فرستادند. حضور و تعدی تنظیم های جهادی و کشمکش قدرت آنان با طالبان سبب گردید تا مردم یکاولنگ یکبار دیگر بدترین خیانت را تجربه کنند.
حزب وحدت که حاکم بلامنازع در مناطق مرکزی افغانستان به شمار می رفت با مرکز قراردادن یکاولنگ منحیث ّپایگاه نظامی به اختلافات مذهبی و قومی در این منطقه دامن زد و زمینه ی ورود طالبان را به این منطقه فراهم ساخت  و در حقیقت زمینه را برای قتل جوانان یکاولنگ بوسیله طالبان آماده کرد.
اما پس از استقرار  دموکراسی پروژه ای و به میان آمدن دولت کرزی که ستون های آن بر حمایت نظامی ، سیاسی و اقتصادی ایالات متحده امریکا استوار است، هیچ تحولی در زندگی مردم یکاولنگ بوجود نیامده و جنایت رنگ دیگر بخود گرفته است. جامعه جهانی و بویژه دولت ایالات متحده امریکا که منافع استراتیژیک در کشور ما دارند، یکبار دیگر آنانی را بقدرت رسانیده اند که مردم ما خاطره ای جز از جنایت، خیانت و خونریزی چیزی دیگر از آنان به یاد ندارند.  در حال حاضر قاتلان یکاولنگی ها  و دیگر هموطنان ما در پست های دولتی  نشسته به چپاول و غارت دارایی های کشور ما مشغول هستند؛ آثار تاریخی ما را  قاچاق می کنند و دست بالایی در ترافیک مواد مخدر دارند.
 این دولتمردان فاسد که گذشته پر از خونریزی و جنایت دارند در صدد ایجاد تنش های قومی میان جوانان یکاولنگ می باشند تا از این طریق حاکمیت شان بر مردم ما را به نام قوم و قبیله تداوم بخشند. حاکمیت تنظیم ها در مناطق مرکزی سبب شده است تا فساد اداری بیشتر گردد و ناامیدی، بی باوری، فقر، بیکاری، اعتیاد و فرار به ایران و پاکستان میان جوانان یکاولنگی گسترش یابد.
بیشتر ولسوال های که در بامیان به کار گمارده شده اند مربوط تنظیم خاص در حاکمیت فعلی می باشد که به جز از رشوه، قاچاق، فساد و اختلاس به چیزی دیگری نمی اندیشند و در صدد عملی ساختن منافع تنظیمی شان اند.
در ولسوالی یکاولنگ دو شورا (شورای اجتماعی و شورای رفاه) که متأسفانه بر بنیاد مسایل قومی شکل گرفته است، به جای اینکه حلال مشکلات مردم و جوانان این ولسوالی باشند با زدوبندها و معامله گری با حاکمان یکاولنگ فقط باجگیری می کنند.