صفحات

سخت است فهماندن چیزی به کسی که در قبال نفهمیدنش پول می گیرد. (احمد شاملو)

۱۳۸۶ مهر ۱۸, چهارشنبه

مشت نمونه ی خروار

       مافیای زمین:
در کنار مافیا های متعددی که بعد از سقوط طالبان در افغانستان پیدا شد، اینک مافیای زمین، یکی از خطرناکترین مافیاها بشمار میرودکه بیش از 3 میلیون وهفصد هزار جریب زمین دولتی را در سر تا سر کشور غصب کرده و مقدار زیادی از زمین های مردم را نیز به زور تصاحب کرده است. درین مافیا زور مداران دولتی وغیر دولتی شرکت دارند وکسی توان مقابله با آنها را ندارند. شیرپور و چمتله دو نمونه روشن عملیات مافیایی در پایتخت می باشند.

20 وکیل:
  مجیدی یکی از اعضای ولسی جرگه، اعلان کرد که 20 تن از وکیلان در رشوه واختلاس غرق بوده به زودی دوسیه های شان به محکمه ارجاع خواهد شد. گر چه مردم انتظار دارند که نام این 20 تن افشا گردد، اما اکثریت اعضای ولسی جرگه که مردم بر آنها اعتراض قتل وکشتار را دارند و دستان شان تا مرفق به خون مردم آلوده است،  دربرابرچنان اعمالی اختلاس هیچ است، چگونه برخورد خواهد شد؟

کوریایی ها:
 بالاخره 19 تن  از کوریایی های به گروگان گرفته شده به وسیله طالبان، با مذاکرات رودررویی کوریایی ها وطالبان در غزنی رهایی یافتند. کوریایی ها قبول کردند که تا آخر امسال 200 نفر نیروی خود را از افغانستان خارج خواهند کرد. کوریایی ها از بی تفاوتی  امریکایی ها شدیداً سر خورده شدند و فهمیدند که غربی ها با آسیایی ها چگونه بر خورد می کنند و حضور شرقی ها را نژاد قربانی شده می دانند. دو تن از کوریایی ها توسط طالبان به قتل رسیدند. گفته می شود که دولت کوریای جنوبی در ازای رهایی این گروگان ها 20 میلیون دالر باج پرداخته است.

نرخ ها :
 از یکماه به این طرف بسیاری از مواد مصرفی در شهرها مخصوصاً پایتخت احتکار شده، نرخ آنها فوق العاده بلند رفته است. نرخ یک کیلو گرام گاز از 40 افغانی به 80 افغانی صعود کرده، نرخ بسیاری اشیای مصرفی از20 تا100 در صد بالا رفته است، اقتصاد بازار وکنترول قیمت نه به وسیله دولت که به وسیله بخش خصوصی صورت میگیرد و اقتصاد افغانستان به یک اقتصاد مافیایی تبدیل شده است، چند نفر بازار را در کنترول خود گرفته هر طور دلشان بخواهد، همانطور عمل می کنند. این لذت چنین اقتصاد و فرصت طلایی است که عده ای آنرا تبلیغ می کنند.

اختطاف های فراه:
 فراه یکی از ولایاتی است که بیشترین اختطاف در آن به منظور باج گیری صورت می گیرد، قبلاً مستوفی فراه ربوده شد و در بدل 70هزار دالر رهایی یافت، دو طفل در مساو اختطاف شدند که بعدآً توسط مردم رها شدند. پسر داکتر قاسم بیان رییس صحت عامه فراه ربوده و قبل از آنکه پول داده شود، توسط ربایندگان به قتل رسید، پسر عبدلله ذهکنی با نوجوان دیگری حدود یکماه نزد گروگان گیران بودند که بعداً رهایی یافتند، هم اکنون حاجی تحویلدار توسط گروپی از دزدان ربوده شده، خواهان 60 لک افغانی باج میباشند. باتمام این بی امنیتی ها، دولت کوچکترین کاری برای مردم کرده نمیتواند ومردم هم انتظاری از آن ندارند.  

سپید آبه و باغ:
اخیراً دولت ایران تلاش نموده تا افراد سابق خود را دوباره فعال سازد و به این منظور در دو منطقه باغ و سپید آبه که مربوط ولایت بیرجند ایران است دو  پایگاه آموزش ساخته، قومندان مولوی عبدالحمید اسحاق زایی که مسوول جنگهای طالبان در شیندند میباشد، سخی مومن، حاجی بشر و چند قومندان بومدی در این پایگاه ها با افراد شان سازمان دهی شده، آموزش نظامی می بینند تا به افغانستان اعزام شوند و ازین نقطه نظر مردم به تشویش به سر می برند.
بحران عمیق
آقای فهیم در سخنرانی خود در روز جلسه ای که برای قتل مسعود گرفته شده بود، ابراز داشت که اگر وضعیت به این منوال پیش برود، بحران افزایش می یابد. اینکه عامل این بحران کی ها اند او اشاره به طالبان داشت و ابراز داشت که ضرور است مجاهدین وارد قدرت شوند تا به این غایله پایان داده شود. در حالیکه تجربه نشان داده تا زمانیکه تنظیم ها بر قدرت بودند، چنان با هم در گیر شدند که نه تنها خود را به گلوله بستند که مردم را قتل عام کردند و زمینه حضور طالبان را در افغانستان مساعد ساختند، نه تنها در برابر لشکر قهار طالبان مقاومت کرده نتوانستند که پیوسته فرار وعقب نشینی کرده، در پنجشیر و بدخشان محصور گردیدند. مردم این صحبت ها را به مسخره گرفته، تمامی بدبختی های شان را از حضور اینان در قدرت کنونی می دانند و معلوم نیست که چرا می گویند که ما در قدرت نیستیم؟        
 

۱۳۸۶ مهر ۲, دوشنبه

جنایت به خاطر نفت!

 جهان سرمایه داری برای بقای خود از جمله به انرژی اشد ضرورت دارد که رایج ترین نوع انرژی، همان انرژی  فسیلی و ذغال سنگ بوده و ذغال سنگ به علت آلوده نمودن بیش از حد طبیعت (که البته برای سرمایه داری آلوده نمودن طبیعت در مقابل به دست آوردن سود مفهومی ندارد) و قیمت بلند استخراج آن زیاد مورد استفاده نمی باشد. در حال حاضر نفت، گاز و ذغال سنگ 80 فیصد از انرژی مصرفی جهان را تأمین می کند. ذخایر عظیم نفت در کشورهای ایران، خلیج فارس، عراق، عربستان سعودی، امریکای جنوبی، امریکا، کانادا، روسیه، افریقای جنوبی، لیبی، نیجریه، ونزوئلا، خلیج مکزیک و دریای شمال قرار دارد.
امپریالیزم جهانی مخصوصاً شرکت های بزرگ نفتی و غول های سرمایه  جهت به دست آوردن منابع فراوان نفتی جهان حاضر است به هر عملی از جمله تجاوز مستقیم و آشکار دست بزند.  تجاوز آشکار امریکا و متحدانش به عراق و افغانستان تحت عنوان مبارزه علیه تروریسم، یکی از شگردهای سرمایه داریست تا با تحمیق مردم، پلان های استراتیژیک و دراز مدت خود را در منطقه پیاده نماید که یکی از این پلان ها، دسترسی  به نفت و گاز کشورهای آسیای میانه، خلیج فارس و منطقه بزرگ نفتی خاورمیانه است.
تقاضای نفت برای به حرکت در آوردن چرخ سرمایه  در سال 1970 روزانه 56 ملیون بشکه (هربشکه معادل 159 لیتر) بود، اما این رقم با افزایش انباشت سرمایه و ایجاد فابریکه های صنعتی متعدد تولیدی در سراسر جهان مخصوصاً رشد حیرت انگیز اقتصاد چین، در سال گذشته به 85 ملیون بشکه در روز رسید که بیانگر رشد 52 فیصدی تقاضای نفت در فاصله زمانی سه دهه می باشد. قابل ذکر است که ارزش سالانه نفت خام معامله شده در بازارهای جهانی بیش از یـک تریـلیون (هزار ملیارد) دالر است و بخش مهمی از اقتصاد جهانی را به خود اختصاص می دهد. یکی از دلایل عمده افزایش شدید قیمت نفت را می توان در رقابت های  امپریالیستی جهت غصب بازارها و ذخایر نفت خام کشورهای منطقه و جهان یافت. دلایل دیگر آن را می توان تقاضای بالای چین به نفت، سیاست کشورهای صادر کننده نفت (اوپک) و مخصوصاً رویدادهای بعد از حملات 11 سپتامبر و تجاوز آشکار امریکا به عراق  و افغانستان بخاطر پلان های استراتیژیک و دراز مدت آن در منطقه دانست. 
افزایش پیاپی و بی حد و حصر قیمت نفت خام در بازارهای جهانی سودهای هنگفت و باور نکردنی  را به جیب شرکت های فراملیتی، کنسرسیوم های نفتی و کمپنی های بزرگ نفتی واریز می نماید. به طور نمونه می توان از سود شرکت اکسون موبیل که یکی از شرکت های بزرگ غارت کننده نفت کشورهای آسیای میانه و روسیه می باشد، نام برد که  در سال 2005 به 36 ملیارد دالر رسید و جالب اینجاست که این سود در سه ماه اول سال گذشته به بیش از پنج ملیارد دالر رسید. همچنان سود شرکت نفتی فراملیتی  انگلیسی – هلندی «رویال داچ –  شل» در سه ماه اول سال گذشته به هفت ملیارد دالر رسید. 
کشورهای صادر کننده نفت (اوپک) که شامل کشور های  ایران، عربستان، عراق، کویت، الجزایر، اندونیزی، لیبی، نیجریه، امارات متحده عرب و ونزوئلا می باشد، بیش از 76 فیصد کل ذخایر نفت جهان را در اختیار دارند. از میان اعضای سازمان اوپک تنها 4 عضو آن خارج از منطقه خاورمیانه قرار دارد. کشورهای خاورمیانه بیش از 63 فیصد از ذخایر نفت خام جهان را در اختیار دارند و همچنان روزانه بیش از 20 ملیون بشکه نفت مصرفی جهان را تأمین می کنند. حضور نیروهای نظامی امریکا در ترکیه، کویت، عربستان سعودی، عراق، افغانستان وغیره و تهدید های پیاپی امریکا به  ایران نشانگر آن است که نیروی نظامی امریکا به سرکردگی بوش، به حیث مدیر عامل کمپنی های نفتی در این مناطق عمل می نماید.
علاوه بر دلایل فوق جهت بالا رفتن بی رویه قیمت های نفت خام و گاز در سطح جهان، رقابت های خصمانه انحصاری جهت ادغام کمپنی های بزرگ نفتی، کاهش روز افزون ذخایر نفت و گاز (زمزمه هایی مبنی بر کاهش منابع در بخش های نفتی غیر عضو در اوپک همانند خلیج مکزیک و دریای شمال به گوش می رسد) و تقاضای  روز افزون به آن،  باعث افزایش بی رویه قیمت های نفت و گاز در بازار جهانی گردیده است که تأثیر مستقیم آن را می توان بر توده های فقیر و مخصوصاً طبقات زحمتکش جهان  به وضوح مشاهده نمود. صعود سرسام آور قیمت مواد نفتی مخصوصاً پترول و گاز مایع طی هفته های اخیر در شهر کابل  از این دایره خارج نمی باشد.
علاوه بر دلایل فوق مبنی بر صعود قیمت مواد نفتی و گاز در سطح جهان، بورژوازی کمپرادور یا همان دلالان سرمایه نیز با ایجاد انحصارات و استفاده از سیاست دمپنگ جهت ورشکست نمودن رقبا، در واقع میخواهد بازار را در اختیار گرفته و بعد از ورشکست نمودن رقباء،  یکه تاز میدان فروش گردد. بورژوازی کمپرادور با این عمل خود نه تنها خرده بورژوازی را به سمت طبقات زحمتکش که جز نیروی کار خود، چیزی برای فروش ندارد، می راند بلکه راه ورود سرمایه های خارجی را به کشور باز نموده تا علاوه بر ورشکست نمودن بورژوازی ملی و صنایع نوپای کشور، نوع  اقتصاد مصرفی را نیز رونق دهد.
دولت کرزی از یکطرف با تبلیغ نظام اقتصاد بازار آزاد، به عنوان یگانه اقتصاد مؤثر برای رشد اقتصادی کشور و از جانب دیگر دخالت بی مفهوم و کاذب دربخش هایی از اقتصاد، می خواهد با صف های طولانی توزیع که ساعت ها وقت هموطنان ما را تلف می سازد و بازدید نمایشی وزیر تجارت از جریان توزیع آن (که این خود یکی از شگردهای تبلیغ اقتصاد بازار جهت بدنام نمودن اقتصاد پلانیزه و مرکزی می باشد)، نه تنها در  تبلیغ نوع اقتصاد مصرفی همکار بورژوازی مخصوصاً بورژوازی کمپرادور است، بلکه حتی میخواهد با این عمل خود خوش خدمتی هرچه بیشتری را به نفع ترویج بازار آزاد بازی نموده و دین خود را در قبال ایجاد نوع نظام اقتصادی وابسته، مصرفی و بیمار، ادا نماید.    

مشت نمونه ی خروار

مهاجران و ایران:
دولت ایران در حالیکه 13 ولایت را منطقه ممنوعه اعلان کرده است، مهاجران افغان را بدون کوچکترین گذشتی از خانه هایشان بداخل موتر ها انداخته به هرات و نیمروز رد مرز می کنند. بسیاری ازین مهاجران که مشکلاتی از قبیل  اخذ پول از کارفرمایان، اخذ پول گروی خانه وغیره دارند، پول های شان مانده، آنان را به زور روانه افغانستان ساخته اند. بعضی از افغان ها به روی جاده ها دستگیر شده، زن و اطفال شان در خانه باقیمانده، انتظار آمدن سرپرست فامیل را دارند و به هیچ عنوان توان برگشت دوباره را نداشته، معلوم نیست زن و فرزندان شان چگونه زندگی کنند. برخورد نیرو های امنیتی ایرانی این بار در برابر افغان ها چنان شدت دارد که قطعاً قابل پیشبینی نبود. در نیمروز صد ها خانواده بی جا و سرپناه در دشت افتاده تا زمانیکه موتر برایشان میسر می گردد، زندگی دوزخ آسا دارند. اطلاعات در دست است که تا حال چندین افغان را نیروهای بسیج ایرانی به قتل رسانده اند. اینکه اینها اینطرف چطور زندگی خواهند کرد با توجه به بیکاری و فقریکه دامنگیر مردم است و بیکفایتی های دولت افغانستان گراف بیکاران چندین در صد بالا خواهد رفت و زندگی مردم دوزخ آساتر خواهد شد.


څارنوال و طلوع:
کشیدگی های که اخیراً میان څارنوال و طلوع به وقوع پیوست، ناشی از عقده هایی بود که طی چند سال بر بستر مخالفت های سمتی، ملیتی و زبانی شکل گرفته است. تلویزیون طلوع از چندی به این سو بحث های زبانی را در تلویزیون  به راه انداخته بود و څارنوال هم بدنبال فرصت مناسبی می گشت. تا اینکه با این تمسک  که تلویزیون صحبت های اورا تحریف کرده است، دستور دستگیری مسوولان تلویزیون را صادر کرد و بعد آقای صدیق احمد زاده را با کش و گیر فراوان  بردند و چند لحظه بعد رها کردند. طلوع تبلیغات دامنه داری را علیه څارنوال به راه انداخت و حامیان څارنوال هم خواهان بسته شدن این تلویزیون گردیدند. کمیسیون بررسی تخلفات وزارت اطلاعات و فرهنگ هم طلوع را ملامت کشید و خواهان عذر خواهی آن از څارنوال شد. طلوع  عذر نخواست  ولی برنامه شش و نیم اش را که در مورد کارکرد څارنوال بود به بهانه مشکلات تخنیکی منتشر نساخت. این تشنج که به شکلی مهار شده است ولی څارنوال اخیراً هیئتی را به منظور باز پرسی از طلوع موظف کرده است. این برخورد نشان داد که چگونه جنجال های سی سال گذشته  میان عده ای ریشه دارد و بمجردیکه زمینه مساعد گردد، خود را نشان می دهند.

   شیرپاو و انتحار:
آفتاب احمد خان شیرپاو که وزیر داخله پاکستان است روز نهم ثور حین سخنرانی در چارسده پشاور با حمله انتحاری روبرو شد و در حالیکه 20 نفر کشته و چندین نفر زخمی شدند خود شیر پاو و پسرش که عضو پارلمان ایالتی است زخم برداشتند. نظامیان پاکستانی  از جمله شیر پاو که از حامیان طالبان به حساب می آیند، اخیراً مورد حملات  شدیدی از سوی برادران طالب و القاعده  شان قرار گرفته اند.
شیر پاو که زمانی از رهبران ارشد پیپلز پارتی بی نظیر بوتو به حساب می آمد و بعد از کودتای مشرف با دولت  او سازش کرد، در جریان متار که وزیرستان و تشدید حملات طالبان در افغانستان نقش داشت. این انتحار که او را تا دروازه مرگ برد، نشان داد که سیاست بازی های پاکستان در افغانستان و تقویت تروریزم بالاخره گلوی خودش را هم می گیرد.  زیرا انتحار کنندگان بیشتر از نیروهای خارجی افغانهای بیگناه را به قتل می رسانند.
اگر مشرف به این بازی با آتش ادامه دهد، ممکن است که این بار ریش خودش را هم بسوزاند. کشتار 300 نفر ازبک پیرو القاعده در وزیرستان که به تحریک قبایل توسط دولت پاکستان صورت گرفت، حتماً چنین بهایی را می طلبد که در آینده انتظار بیشتری از آن میرود.

 7 ثور و تحلیل حکم خان:
آقای الحاج حکم خان الماس مسوول کمیسیون روابط خارجی " د افغانستان ملی یووالی گوند" برای اینکه حقانیت 7 ثور را نشان دهد و ثابت سازد که 7 ثور کودتا نه بلکه انقلاب و شرایط عینی و ذهنی جامعه ایجاب چنان تحولی را داشته است، تحلیلی را ارایه داشته است. این تحلیل که جز قصه جریان به راه افتادن کودتا چیز دیگری نیست و آن هم برای هر کوچک و بزرگ افغانستان روشن می باشد، چیزی بنام تحلیل در آن دیده نمی شود. این آماده بودن شرایط عینی و ذهنی  و این تحول را بالاخره مربوط به زندانی شدن چند تن از رهبران حزب دانسته و بالاخره ضرورت "انقلاب" را بیان داشته است. اینکه این حزب با این کودتا چه عملکردهای داشت و بالاخره چطور به دعوت شوروی ها جهت تجاوز به افغانستان پرداخت، همه را به گردن پرچمی ها انداخته  خود را با یک قلم برائت داده است. علاوتاً جهت براه افتادن این "انقلاب" قتل یک نفر به نام خیبر تمسکی شده تا صورت بگیرد، این آقا که خواسته است با این سادگی مردم را قناعت بدهد و این طور حکایتی را تحلیل نام بگذارد، قادر به هیچ خدمتی برای رژیم تره کی، امین و کودتای ثور شده نمی تواند. خوب بود عوض اینکه آقای حکم خان زور میزد تا از کودتا انقلاب بسازد و دلایل عینی و ذهنی  را اینطور ساده بجای واقعیت ها بنشاند و تره کی و امین را برائت بدهد، فعالیت های این حزب را بیان می داشت و بار سنگین این همه قتل، ویرانی، تجاوز  و وابستگی را از شانه هایش پایین میکرد و آن وقت با گردن افراشته به تمام جریاناتی که به مزدوری و وطنفروشی درین سه دهه دست زده اند، انتقاد می کرد و ثابت میکرد که  او وطنپرست واقعی می باشد. در غیر آن ماهیت و کار سردمداران 7  ثور برای تمام مردم افغانستان روشن بوده، خیانت های شان با دریا های پر از آب شسته نمی شود، چه رسد به این نوشته بسیار پیش پا افتاده که هر چیز در آن دیده می شود، جز تحلیل و ارزیابی.


ثابت و شیرپور:
لوی څارنوال که چند بار در برابر شیرپور چوران جدل به راه انداخته و اعلان میکرد که حتماً پول این زمین‌ها را از آنان خواهد گرفت، اخیراً خودش نیز توانست در این منطقه صاحب زمینی شود که حتماً به زودی قصری بر آن اعمار خواهد کرد. شاروال کابل این خبر را تایید نمود و گفته میشود که بلدوزری نیز در آن به کار مصروف است. این لوی څارنوال اینقدر دندانخایی کرد و بالاخره خود به چنان زمینی دست یافت که خود نشان میدهد، ایشان در کار خود چقدر پیگیر میباشند و در آخر کارش به کجا می انجامد!! این کار دو "فایده" داشت یکی اینکه څارنوال صاحب در محل زورمندان، خود صاحب خانه شد و از سوی دیگر زور مندان بعد از این به آرامی می خوابند، زیرا با آقای ثابت در این مورد هم صنفی شدند.

ناتو، ائتلاف و کشتار:
 نیروهای ائتلاف و ناتو که بی‌پروا دست شان را در قتل و کشتار مردم، آزاد می بینند و بعد از آن کرزی هم اظهار تأسف کرده، چیزی از دست اش بر نمی آید، در این روز ها باز هم کشتارهایی سنگینی به راه انداختند. در حمله به خانه ای در غنی خیل ولایت ننگرهار، چند زن و مرد را به قتل رساندند و حد اقل دو زن را با خود بردند. همچنان در حمله به منطقه زیرکوه ولسوالی شیندند ولایت هرات 167 تن را کشته و عده زیادی را زخمی کردند. در این دو مورد هم مردم غنی خیل و هم مردم شیندند دست به تظاهرات خونین و گسترده ای بر ضد این نیروها زدند و در شیندند تا رسیدن قوای امنیتی از هرات، تظاهر کنندگان کنترول ولسوالی شیندند را به دست گرفتند. قرار است که به اصطلاح این خارجی ها مردم افغانستان را از شر تروریزم برهانند و دموکراسی را در افغانستان پیاده کنند، در حالیکه خود بدتر از تروریستان دست به قتل و کشتار میزنند. وقتی انفجار عده ای از مردم بی گناه را به کام مرگ میبرد، دیگر چه فرقی دارد که این انفجار را طالبان انجام میدهند یا امریکایی ها؟

مافیا و زمین:
چندی پیش وزارت انکشاف شهری اعلان کرده بود که سه ملیون و هفتصد هزار  جریب زمین از سوی جنگسالاران غصب شده است. در برنامه حقیقت تلویزیون آریانا، وقتی گرداننده از وزیر انکشاف شهری آقای پشتون پرسید که این مافیا کیانند که این قدر زمین را به زور گرفته اند؟ وزیر ضمن اینکه تعهد انتشار حرفش را از گرداننده گرفت، گفت: «فهیم مافیای زمین است و هفتصد جریب زمین را به زور غصب کرده است.» و به این صورت میتوان دانست که بسیاری از افراد بر قدرت در پنج سال اخیر با میله تفنگ خود را به چه دارائی های رسانده اند.