صفحات

سخت است فهماندن چیزی به کسی که در قبال نفهمیدنش پول می گیرد. (احمد شاملو)

۱۳۸۹ دی ۴, شنبه

انتخاباتي كه بايد چنين مي بود!!

نظام هايي كه بنياد آن بر اساس اراده مردم گذاشته نشده و عوامل بيروني در ايجاد و بقاي آن نقش تعيين كننده داشته باشند، مقوله هاي دموكراسي، انتخابات، كثرت گرايي، حقوق بشر، عدالت و نظاير آن ابزاري بيش جهت مشروع جلوه دادن به فيصله ها و تصاميم اتخاذ شده در آن كشور و راضي نگهداشتن اذهان مردم جهان براي فضاي ايجاد شده در اين كشورها، نمي باشند.

در افغانستان اين مقوله هاي عوام پسندانه در گذشته و حال كاربرد وسيعي داشته است، اما هيچگاهي واقعيت آن با تبليغاتي كه برايش صورت گرفته، همخواني نداشته و مردم خلاف آنرا مشاهده نموده اند.

انتخابات اولين و دومين دور رياست جمهوري و ولسي جرگۀ افغانستان كه بيش از 600 مليون دالر هزينه داشت؛ در پناه پول و سرباز خارجی برگزار گردید و از جنايتكار جنگي و ناقض حقوق بشر گرفته تا افراد لومپن، بي سواد و عناصر وابسته به بيگانگان را به پارلمان آوردند تا برای کشور ما «انتخابات» و «دموکراسی» را به ارمغان آورده باشند. 

اين عده كه با مصرف پول هاي كلان، دامن زدن مسايل قومي، سمت، زبان، جعل، تقلب و تخطي به پارلمان راه يافتند، هدفي جز زر اندوزي، امتياز گيري هاي شخصي، تحكيم موقعيت فردي و سهيم شدن در زد و بند هاي سياسي نداشتند؛ با عملكرد پنجسالۀ خود ضعف هاي پنهان خود را براي ملت آشكار ساختند.

تصويب منشور معافيت جنايتكاران جنگي سه دهه، اخذ امتياز معاش بلند، خانه، موتر، گارد محافظتي، تقسيم زمين هاي نظير پدوله براي وكلاي پارلمان، چكرهاي خارجي، سهم بردن از تعيين وزرا، دامن زدن مسايل قومي، سمتي و زباني؛ تعيين افرد خودي به پست هاي مهم در محل، فرستادن ارجمندي ها به خارج با استفاده از بورس ديگران، اخذ پرو‍ژه ها براي انجوهاي شخصي و كميشنكاري براي ساير انجوها و ده ها مورد ديگر از كاركردهای روزمره اكثريت اين جمع در طي پنجسال بود.

همين كار "وكلاي" گذشته و چگونگي انتخابات ها بود كه مردم به ماهيت پارلمان و انتخابات پي بردند و در انتخاباتی که گذشت، شرکت نکردند. با آنكه شماري از اين جنايتكاران شعارهاي مردم پسندانۀ چون "خدمتگار واقعي مردم" را نيز پسوند خود ساختند، اما نتوانستند رأي مردم را كمايي كنند.

 تحليل نشريه پيشرو در قبال انتخابات در شماره قبل نشان مي دهد كه 85 درصد مردم موافق اين تحليل بوده و از اين بابت پيشرو با اين كتلة‌ بزرگ مردم همزباني دارد. كشور هاي كه سياست گذاران و دونران اصلي انتخابات در كشور ما هستند، ماهيت انتخابات براي شان اهميت چنداني نداشته و از نظر شكلي مي خواهند چيزي ساخته شود تا وانمود كنند كه گويا دموكراسي را پايه گذاري ميكنند. خارجي هايي كه در كمیسيون هاي انتخابات گماشته شده بودند در تقلب، تخطي و راهيابي كانديدان به پارلمان نقش برجسته اي داشتند، كه اين موضوع را با افشا شدن تصاوير مستند با پرداخت رشوه توسط عده‌ ای از اينان در رسانه ها به وضوح ميتوان درك كرد.

انتخابات اخير ولسي جرگه كه در آن حدود 17 درصد مردم شركت داشتند، به هر چيزی ميتوانست شباهت داشته باشد جز انتخابات واقعي. با آنکه کمیسیون انتخابات، تعداد اشتراک کنندگان را 4 ملیون اعلام کرد، اما هر طفل مکتب رو می دانست که این رقم یک دروغ شاخدار است، زیرا مردم تصمیم گرفته بودند که این انتخابات قلابی را تحریم و بر آن دست رد بگذارند، لذا به پای صندوق های رأی نرفتند تا به دنیا نشان دهند که مردم افغانستان به انتخاباتی که همه چیز آن در کنترول خارجی ها باشد، وقعی نگذاشته و آن را از خود نخواهند دانست.   

این انتخابات باید همینطور می بود. عده ای به ناحق داد و واویلا راه انداخته اند که انتخابات پارلمانی مشروعیت ندارد. انتخاباتی که در حضور بیش از یکصد هزار سرباز خارجی در کشور برگزار شود، نتیجۀ آن چیزی بهتر ازین نیست. 6000 شكايت در مورد انتخابات پارلمانی و معرفی 413 مورد به عنوان تخطي جدي به لوي سارنوالي و برکنار شدن 1000 كارمند کمیسیون انتخابات به علت تقلب، خود نشاندهندۀ ماهیت انتخاباتی بود که باید همینطور می بود. انتخاباتی كه در تعيين برندگان و بازندگان آن خارجی ها نقش اصلی و تعیین کننده داشته باشند، باید همینطور میبود، حتا خود لوي سارنوالي حكومت، آنرا نامشروع اعلام داشت. برای ما مشروع و نامشروع بودن انتخابات اهمیت نداشته بلکه نفس برگزاری این انتخابات مهم می باشد که مردم در برگزاری آن هیچ نقشی نداشتند.

در اين دوره از انتخابات نيز مثل گذشته براي زور مندان و جنگسالاران چانس ورود بيشتر داده شده و بيشترين برنده ها را همين ها تشكيل ميدهند، زيرا اين عده نسبت به منافع ملي منفعت خود را بيشتر ترجيح داده و در زدوبند هاي پشت پرده زودتر حاضر به معامله ميشوند.

تحریم انتخابات و شرکت نکردن مردم در آن به روشنی نشان می دهد که مردم هیچگاه در انتخابات و پارلمان هایی که از سوی خارجی ها کنترول و اکثریت جامعه در آن نقشی نداشته باشند، شرکت نخواهند کرد و به آن به دیدۀ پارلمانی خواهند نگریست که برای برآورده ساختن منافع خارجی ها حاضرند به هر معامله و ساخت و پاختی تن دهند.

ملت و مردم کیانند و چرا همیشه ملامت اند؟

برتولت برشت زمانی در طنزی از قول لویی شانزده آورده بود که «چون دولت قدرت است، نیرو دارد، بدون دولت کشور برباد می شود، لذا دولت را نمی توان نفی کرد، پس باید ملت را منتفی کنید». این طنز برشت، شرح حال واقعی تمامی زورمدارانِ بر قدرت است. در فرانسۀ آن زمان حداقل به بودن ملتی برای منتفی شدن اذعان می شد، اما در وطن ما از زمان ایجادش تا حال با اینکه کسی حکم الغای ملت را نداده، اما در عمل ملغا قرار داشته و حاکمانِ بر قدرت به نام و آدرس آن هرچه توانسته ستم، وطنفروشی و بیدادگری بر آن روا داشته اند. 

در هرجایی وقتی مردمی و ملتی هست، پس ضد مردم و ملتی نیز وجود دارد. این مرزیست که در جوامع طبقاتی همیشه خط کشی شده و پایدار است. اما ستمگران ضد مردم، تلاش می کنند که با اصطلاحات و مقولات خاصی این مرز را مغشوش کنند، پنهان سازند و خاک به چشم همه بزنند که گویا اینجا دیگر بالا و پایینی وجود ندارد، ستمکش و ستمگری در میان نیست، همه با هم برادر و برابر اند، همه حق شرکت در رأی و انتخابات را دارند، حق ازدواج وتحصیل دارند، همه می توانند از وسایل ارتباط جمعی استفاده کنند، موتر سوار شوند، موبایل بخرند، زمین بخرند، خانه بسازند و مکتب بروند و شامل پوهنتون گردند؛ فقط انسانها به دو «طبقۀ ذکور» و «طبقۀ اناث» تقسیم می شوند!!! اما در عمل مهر چنین خوشبختی هایی بر پیشانی چند هزار نفر خورده و آنان نسل اندر نسل دست بر نعمت و پا بر سعادت اند. 

در افغانستان و در تمام کشورهایی که چپاولگران بر قدرت اند، همیشه اصطلاح ملت و مردم را برای پنهان نمودن چهرۀ ضد مردمی شان به کار می گیرند و وسیله می سازند اما این که این ملت و مردم کیانند، مجهول می باشد. کسی آنان را نمی شناسد، نماینده ندارند، ساکت و خاموش اند، فقط زمانی سرحد میان آنان و ضد آنان مشخص می گردد که عده ای شکایت می کنند «این مردم فرهنگ شهری را نمی دانند، در هرجایی قضای حاجت می کنند، در حشر و بیگار شرکت نمی کنند، از اندازه بیشتر می خواهند، در زباله ها می لولند، گشت و گذار داخل سرکها و پیاده روها را رعایت نمی کنند، حق خود را نمی دانند و در انتخابات شرکت نمی کنند، با مخالفان همدلی دارند و با نیروهای امنیتی همکاری نمی کنند، صبور و شکیبا نیستند، سالانه هر کدام شان 160 دالر رشوه می پردازند، عقب مانده و سنت گرا اند، فرزندان شان دزدی می کنند و زنان شان روسپی می شوند و بالاخره ناشُکر اند و قدر روز و روزگار را نمی دانند!!». پس بزرگترین ملامت ها و عامل تمام نارسایی ها همین مردم و ملت قرار داده می شوند. 

زورمدارانِ بر قدرت در این مورد برخورد ذوجوانب داشته، از یک طرف نام آنان باید در هر جایی گرفته شود، اصطلاحات توده، خلق، مردم و ملت با پسوندهای قهرمان، سرافراز، مسلمان، دیندار، وطنپرست وغیره با لذت خاصی ادا گردد، اما در عمل لت و کوب شوند، به ناموس آنان تجاوز صورت گیرد، شیرۀ جان شان مکیده شود، ملک و زمین و جایداد شان یلغار گردد، از استخوان های شان قصر برپا شود، از خون شان ماتیک بسازند، بدون اخذ پول هیچ کار شان به سر نرسد، چون برده و مزدور با آنان برخورد شود، رگبار و بمباران شوند، حق هیچ اعتراضی را نداشته باشند، ساکت و رعیت، گدا و فقیر باشند؛ پولیس این «چراغ» های خانه باید در پیاده روها، کنار دریا و پل خشتی شلاق به دست، آنان را بدواند و هر که حق این «چراغ» را داد، به کسب و کار بپردازد، در غیر آن شلاق را برشانه های شان احساس کنند؛ مالیه بپردازند، تکس و محصول بدهند، جواز سیر بخرند، اما حق این اعتراض را که چرا با این پول ها تشناب نمی سازید، پارکینگ ندارید، پیاده روها را بند انداخته اید، چهارراهی ها را برای عبور اربابان تان می بندید، نداشته باشند. 

مردم، ملت، خلق و توده ها آنانی اند که شب تا صبح برای تولید رزق همه دانه می کارند، باغ سبز می نمایند و بز و گوسفند می چرانند؛ آنانی اند که درکنار کورۀ داغ نشسته، آهن می خمانند، اره می کشانند، در میان گرد و دود کراچی می رانند، در زیر گرما و سرما چیزی می فروشند و هر لحظه شلاق پولیسی بر فرق شان اصابت می کند، درفش و تار می گردانند و با دستان خون آلود برای همه گوشت توزیع می کنند و بالاخره آنانی که در پشت ماشین های غول پیکر ایستاده اند و تا شام عرق می ریزند و شیرۀ جان شان را فدا می کنند تا بازار از چرخ و حرکت نیافتد و قوت لایموت همه را تولید نمایند. اینان ملت و مردم اند. 

این ملت و مردم که در هر سالون و هر کاخی از آنان با شور و هلهله نام گرفته می شود و همه خود را کاذبانه عاشق سینه چاک شان وانمود می سازند، خود در هیچ کاخ و سالونی راه ندارند؛کثیف اند، رهروها را ناپاک می سازند، زنان مینی ژوب پوش ندارند، اصطلاحات پروپوزل و کپیستی بلدینگ را بلد نیستند، هیچوقت صبحانه و عصرانه نخورده اند، در هیچ قراردادی شریک نیستند، رعیت اند و نمی دانند که به نام آنان چه پولهایی باد می شود، قصر برپا می گردد، بانکها را می ترکانند و در بهترین و مجلل ترین هوتل ها، شامیانه صرف می کنند، اما این مردم با شکم گرسنه و نان خشک در کنج خانۀ سردی می خوابند، از هیچکسی انتظار بهروزی ندارند، فقط انتظار آخرت را دارند چون گفته اند که انسانهای شکیبا و صبور به جنت می روند. 

راستی اگر این مردم بدانند که مردم اند، بدانند که ملت اند، بیش از 90 درصد جامعه را می سازند، چرخ زندگی را به دوران می اندازند، نعمت های مادی را می آفرینند، زور دارند و بسیار توانا می باشند، همه با هم برادرند، دشمن مشترک دارند، بین آنان هیچ مرزی وجود ندارد و بالاخره مقولۀ واقعی اند، آیا دیگر یک مشت ستمگر و غارتگر خواهد توانست، هم به نام آنان قدرت برانند و هم تمام ملامتی ها و بی فرهنگی ها را به گردن آنان بار کنند؟ این کاملاً ناممکن خواهد بود. آن وقت است که این مردم نام مستعار نه بلکه نام واقعی خواهند بود، همه نعمت ها را از چند نفر معدود خواهند گرفت و میان خود تقسیم خواهند کرد. شهرک ها، شیرچورها، دشت ها، کوه ها و جنگل ها را میان خود قسمت خواهند کرد، خانه های بی نقشه از میان خواهد رفت و بالاخره زمین ارگ را هم میان خود تقسیم خواهند کرد، چون اگر مردم خود را شناختند، دیگر ضرورت به ارگی هم نخواهدبود و با تمام مردم دنیا که چون آنان زندگی دارند، همدل و همگام خواهند گشت؛ بغض، عداوت، تضاد و حاکمیت را از بین خواهند برد، خود نمایندۀ خود خواهند شد و هر کسی که از نام شان سوء استفاده کند، آن را به خاک سیاه خواهند نشاند.

۱۳۸۹ آذر ۲۹, دوشنبه

آزاد بازار د چا په ګټه دی؟

     سربیره پر دې چی د آزاد بازار پلویان ادعا کوي چې آزاد بازار د خلکو او پرګنو په ګټه دی خو اصلاً لیدل کیږي چی د دې نظام لپاره انساني هویت ارزښت نلري او بنسټ یی په سیالۍ، تالان او د ګوتو په شمیر کسانو پر ګټې ولاړ دی؛ له همدې کبله دی چې په نړۍ کې د هرې ورځې له تیریدو سره سم د بیوزلۍ او بډاینې تر منځ واټن زیات او د هرې لسیزې په تیریدو سره دا توپیرونو یوه په دوه زیاتیږي.

     خو بیا هم د دی نظام پلویان د خپلو ګتو د لاس ته راوړنې لپاره په بیلابیلو پلمو لاس پورې کوي او هڅه کوي چی د بل هر وخت په  پرتله د هیوادونو او د ټولنو رضایت تر لاسه کړي او د خپل نظام د راتلونکې د ډاډ او پایښت لپاره خلکو ته ډول ډول ژمنې ورکړي څو د خلکو رای له ځان سره ولري.

     د دې نظام دروغجن پلویان د خپلواکو ټولټاکنو لارې د خپلو پیسو په وسیله تړي او نه پریږدي چې خلک خپل آزاد استازي او نوماندان په آزاده توګه وټاکي. لویې کمپنۍ د خپلو ګټو د خوندي کولو لپاره تر بل هر وخته لاهم ډیرې پیسی په ټولټاکنو کې مصرفوی څو وتوانیږي خپل نوماندان بریالي او د هغوی په ذریعه د خپل تالان لاس د خپلو سیالانو په مقابل کې اوچت وساتي. 

     او کله چی دغو نوماندانو د دولت او حاکمیت واکمني په لاس کې ونیوله، د بیوزلو په حق کې له هر ډول زورزیاتي او زورواکي څخه ډډه نه کوي، بیا دوی هم که هرڅه جوړوي او که هر چیری خپل سیاست پلي کوي او قراردادونه تړي، د دغو سرمایه دارانو او د هغو غټو کمپنیو په ګټه تمامیږي. د مثال په توګه که چیرې دوی سرک جوړوي، له هر چا نه ډیر د سرمایه دارانو توکي او اجناس ورباندی تیریږی او هماغه کمپنۍ چی د سیالۍ او ټاکنو پر مهال یې ورسره مرسته کړې ده، ډیره ګټه ورته رسیږي، او هر چیرې چې دوی نهرونه او ویالې وباسي، بیا هم د عامو خلکو د بیوزلۍ لمنه پراخیږی ځکه د ځمکو خاوندان پر بیوزلو باندی برلاسي پاتې کیږي، هغوی له بیوزلو څخه د لازیاتې ګټې د لاسته راوړلو په موخه بیوزلي د وسیلو په توګه استعمالوی او په حقیقت دا کار هم د ځبیښاک ریښی ټینګوي.

که چیرې پر آزاد بازار ولاړ نظام په کوم ځای کې روغتیایی مرکزونه او درملتونونه جوړوي، نو وړاندې له هرڅه هغوی خپله ګټه په پام کې نیسي، نه د عامو پرګنو او بیوزلي ولس درملنه. په دغه شان ځایونو کې په سلو کې لس بیوزلي هم نه درمل کیږی ځکه بیه یې د هغوی له وسه اوچته ده. په دغه شان مرکزونو کې یوازی او یوازی سرمایه داران کولای شي خپل ځانونه درمل کړي. په همدې توګه که چیرې په پانګه والۍ نظام کې هوایی ډګرونه جوړیږي، نو بیا هغه هم د دې نظام پلویان د خپلو تسلیحاتي پروګرامونو او سیالیو پر بنسټ جوړوي او که په نورو هیوادونو کې د دموکراسۍ د راوستلو تر نامه لاندې په بیوزلو هیوادونو یرغل او د خپلو سرتیرو ملا ماتونکي تنخواګانې د خپلو خلکو د مالیې له لاری تامینوی او په کال کې میلیاردونه ډ‌الر لګوي، دا ټول د پانګه والو تر منځ تسلیحاتی رقابتونه دي چې د سرمایه داری نظام په منځ کې موجود دي، او نړۍ د اټومي جنګ او جګړو خوا ته بیایي، خو د آزاد بازار پلویان د خپلو خلکو د تیرایستلو لپاره دغه جنګ،جګړو ته سیاسي او ټولنیز او امنیتی رنګ ورکوي.

     له همدې کبله ده چی په نړۍ کې لوږه او بیوزلي له هر څه نه زیات تر سترګو کیږي او د دې نظام له ناوړه برکته ځینی کسان له بډاینې او ځینې نور له بیوزلۍ او لوږې مري. u