صفحات

سخت است فهماندن چیزی به کسی که در قبال نفهمیدنش پول می گیرد. (احمد شاملو)

۱۳۹۰ شهریور ۲۹, سه‌شنبه

اعتراضات زحمتکشان در لندن تنها آغاز راه است


بیا و خون را به سنگفرش خیابان ببین
بیا و ببین
خون را به سنگفرش خیابان
بیا و ببین خون را
به سنگفرش خیابان !
                   
                        پابلو نرودا


اعتراضات خشمگین در حومه های فقیرنشین لندن به مدت شش روز ادامه یافت و طی آن حداقل پنج معترض به جان آمده در اثر تیراندازی پولیس کشته شدند. این اعتراضات تنها پس از سرکوب شدید از سوی پولیس بریتانیا مهار گردید و صدها تن پس از به ظاهر حکم محکمه و قاضی روانه زندان گردیدند. تنها به دلیل اعتراضات اخیر، تعداد زندانیان بریتانیا به ۸۶۰۰۰ تن رسید که بالاترین رقم در تاریخ این کشور است. دیوید کامرون پولیس را به دلیل عدم قاطعیت در مهار کردن اعتراضات مورد انتقاد قرار داد و دولت بریتانیا از افسر ارشد پولیس امریکا که تجربه طولانی در سرکوبی اعتراضات دارد، کمک خواست. طبعاً مشوره این کارشناس امریکایی به دولت بریتانیا چیزی جز زندان نبود. چون امریکا با داشتن چهار درصد نفوس جهان، ۲۵ درصد زندانی جهان را دارد و اکثریت سه ملیون زندانی امریکایی را سیاهان می سازند که امروز هم قسمت اعظم باری را بر دوش می کشند که نیاکان شان در سراسر تاریخ سه صد ساله برده داری امریکا بر شانه های زخمی حمل کردند. به دنبال تجمعات اعتراض آمیز کارگران و طردشدگان در میدان خورشید مادرید و زد و خورد میان معترضان یونانی با پولیس در آتن، اعتراضات لندن بار دیگر انحطاط و پوسیدگی سیستم اقتصادی سرمایه را که ایدیولوگ هایش آن را همچون بهشت برای همه شهروندان جامعه تبلیغ می کنند به اثبات رساند و ثابت کرد که این سیستم تنها به بازوی پولیس و زندان دوام آورده می تواند و بس.

در سال ۲۰۰۵ هزاران جوان افریقایی تبار در حومه های فقیرنشین پاریس در اعتراض به نابرابری حاکم در جامعۀ فرانسه شوریدند و با به آتش کشیدن صدها عراده موتر، مغازه و دکان، انزجار خود را از وضعیت حاکم به نمایش گذاشتند. فرانسه که با شعار آزادی، برادری و برابری و اعلامیه حقوق بشر شاهد پیروزی بورژوازی رادیکال در نتیجه انقلاب کبیر فرانسه در ۱۷۸۹ بود، بعد از آن، تاریخ اش با شباخون و خیانت نوشته شده است. جنایات و فجایعی که این کشور در مستعمرات افریقایی اش برای غارت منابع طبیعی و به بردگی کشاندن قاره سیاه افریقا انجام داده است، لکۀ ننگ ابدی است بر جبین تاریخ این کشور. بریتانیا و امریکا در سراسر جهان به مراتب خونبارتر از کشورهای غارتگر دیگر عمل کرده اند.

بریتانیا و فرانسه که در زمره شش اقتصاد برتر جهانند، از مرفوع ساختن ابتدایی ترین نیازهای زحمتکشان کشورهای خود عاجز مانده اند، چون با پیروی از نئولیبرالیزم تاچر و ریگان که اساسش در اواسط دهه هشتاد میلادی گذاشته شد، باید دولت ها باگذشت هر روز به برنامه های رفاهی زحمتکشان در کشور خود دستبرد بزنند و در بیرون از مرزها به لشکرکشی های بلاوقفه ادامه دهند تا نفس تازه در تن بیمار این سیستم بدمند. بانک جهانی و صندوق وجهی بین المللی این نسخه را که در سرلوحش خصوصی سازی لگام گسیخته قرار دارد، برای کشورهای کمتر توسعه یافته تجویز می کنند که تنها برای کمپنی هایی مربوط به کشورهای قدرتمند سودآور است و کشورهای کم قدرت را به روز سیاه می نشاند.

قدرت های غربی در حالی دست به سرکوب کوچک ترین اعتراضات زحمتکشان و محرومان جامعه خویش می زنند که با توپ و تانک و ب-52 از به اصطلاح گسترش و تحکیم دموکراسی در کشورهای جهان سوم حمایت می کنند. بارک اوباما در تازه ترین پیام خود، فرمایش داد که حاکم جبار لیبیا (معمر قذافی) باید کناره گیری کند. حاکم جباری که در طول چهل و دو سال حاکمیت توأم با خونریزی اش هم از آخور شوروی خورد و هم از توبره غرب و امریکا. حاکم جبار حال باید برود چون غرب در پی معامله سودآورتر بر سر نفت لیبیا با افرادی است که تا دیروز بازوی اصلی رژیم قذافی را می ساختند.

در اوج اعتراضات لندن، رسانه های بنگاهی از قبیل بی بی سی که در اختیار غارتگران قرار دارند بی وقفه تلاش کردند تا این اعتراضات را در چشم جهانیان آشوب و غارتگری بنمایانند و با نشان دادن چند تصویر از «غارت»، اعتراضات را بی اعتبار سازند. از سوی دیگر این رسانه ها وقتی در تنگنا قرار می گیرند، کوشش می کنند بیکاری و فقر کشورهای ثروتمند سرمایه داری را ناشی از مشکلات تخنیکی و ناکامی در تطبیق برنامه ها نشان دهند در حالی که بحران های اقتصادی و عواقبش چون فقر و بیکاری و فحشا و بی خانمانی در تار و پود این نظام دویده است و همین بحران هاست که «سرمایه داری را از گوش هایش آویزان می کند». در جهانی که وجب وجب خاکش به خون زحمتکشان آغشته است، اعتراضات اخیر در اروپا به زودی به ثمر نخواهد نشست. اما یقیناً مشت های محکمی است که بر در و دیوار یک نظام پوسیده و ضد انسانی کوبیده می شود.

۱۳۹۰ شهریور ۲۳, چهارشنبه

پورتال «افغانستان آزاد – آزاد افغانستان» ابتکاری ارزنده برای مبارزۀ استقلال طلبانه


دست اندرکاران ارجمند پورتال «افغانستان آزاد- آزاد افغانستان»!

اجازه  بدهید که نخست از همه سومین سالگرد تأسیس این صفحۀ زیبا، شکوهمند، رزمنده و مبارز را از صمیم قلب به تک تک دست اندرکاران ارجمند، همکاران قلمی و خوانندگان شما تبریک و تهنیت بگوییم. ما خرسندیم که در سیاه بازار وب سایت ها، پورتالی را داریم که رسالت و اصالت واقعی اش را درک کرده است و در چند سال گذشته بی پروا از تهدیدها، وقت کشی های انقیادطلبان و سایر تسلیم طلبان، در راه پرافتخار استقلال گام می زند.

پورتال «افغانستان آزاد – آزاد افغانستان» (www.afgazad.com) از چند جهت برای ما ارزشمند است:
1. این پورتال در خطوط کلی و سیاستگذاری های اصلیش، با خطوط و سیاست گذاری های نشریه پیشرو نزدیک است. پورتال نیز برای استقلال می رزمد، علیه بیگانگان است، اشغال را نفرین می کند، انقیادطلبان را افشاء می سازد، موجودیت نیروها و پایگاه های خارجی ها را نافی استقلال کشور می داند، جنایت و بربریت جاری در افغانستان را محکوم می کند، از حقوق زحمتکشان دفاع و قهرمانان واقعی ملت ستمدیدۀ ما را تجلیل می نماید، چیزی که نشریه پیشرو نیز در راستای آن در داخل کشور تلاش می ورزد.

2. این پورتال، منبع غنی گزارش های برا و ارزنده از داخل افغانستان است. این گزارش ها که با روحیۀ افشاگرانه، استقلال طلبانه و ضد استعمار تحریر می شود از ابتکارات واقعاً بی مانند و استثنایی پورتال افغانستان آزاد – آزاد افغانستان به شمار می رود. در شرایطی که رسانه ها در افغانستان حوادث و رویدادها را در چارچوب ژورنالیزم زرد و خنثی تبارز
می دهند، گزارش هایی که در پورتال به نشر می رسد، هر کدام اسناد پویای تاریخی برای افشای دشمنان مردم ما تلقی می گردد. هیچ وب سایت دیگری را سراغ نداریم که گزارش های مستند، تحلیلی و به سود زحمتکشان و استقلال افغانستان به نشر برساند، این افتخار در حال حاضر تنها و تنها به پورتال شما بر می گردد.

3. پورتال در چند سال گذشته تلاش کرده است تا ادبیات دری و پشتوی افغانستان را از حالت خنثی و بی محتوا و تخدیرکننده بیرون بکشد و ادبیات پویا، انقلابی و مردمی را معرفی کند. روند این کار به خوبی پیش می رود و ما مطمئن هستیم که در آینده ای نه چندان دور این پورتال به حیث معرف ادبیات نوین و انقلابی کشور جایگاه ویژه ای خواهد یافت. ادبیات و هنر انقلابی، شعر و نثر، موسیقی و عکس وغیره باید دینامیتی باشد برای منفجر ساختن سنگر فرسودۀ دشمنان مردم ما. پورتال در جریان سه سال گذشته ثابت ساخته است که استوار بر این خط حرکت می کند و ما آرزو داریم که این روند به مرور زمان سریعتر شود.

4. پورتال افغانستان آزاد – آزاد افغانستان متصدیانی دارد که شب و روز برای بهبود آن کار می کنند. اگر یک رسانه الکترونیکی در زودترین فرصت با معلومات و مضامین جدید تازه نشود، نه تنها اعتبار خود را، بلکه همکاران قلمی و خوانندگان را نیز از دست می دهد، و متصدیان آن افراد جدی تلقی نمی گردند. اما خوشبختانه، پورتال هر روز با مطالب تازه در خدمت خوانندگان خود قرار می گیرد، که این از یک طرف جدیت و وظیفه شناسی مبارزاتی دست اندرکاران را نشان می دهد و از سوی دیگر حلقه زدن همکاران قلمی بیشتر پیرامون آن. اهمیت این مسئله در اینست که خوانندگان می توانند هر روز نوشته ها و تحلیل های تازه را بدست آورند. در عین زمان خوانندگان از دست اندرکاران جدی و نه تفننی این پورتال می خواهند و این حق شان است که در مقابل ده ها سایت کثیف جنایت سالاران و متعصبین که بخاطر بیماری شرمندوک تعصب شان حتی خواهان تجزیۀ افغانستان هستند و یا سایت هایی که وظیفۀ «مقدس» شان را فقط جاسوسی به رژیم آخوندی ایران و دولت مرتجع پاکستان می سازد، فریاد راسختر و متداوم داشته باشند.

5. پورتال «افغانستان آزاد – آزاد افغانستان»، تنها پورتالی است که در عرصۀ نشر مقالات «نشریه  پیشرو» برای خوانندگان خارج از کشور نقش چشمگیر و تاریخی ایفاء کرده است. این پورتال همیشه تلاش ورزیده تا در پهلوی نشر مقالات جراید پیشرونده و مترقی، مقالات و مضامین نشریه پیشرو را نیز بی وقفه نشر نماید، که ما از این کار ارزشمند دست اندرکاران مترقی و مبارز این پورتال صمیمانه ابراز سپاس نموده و این حرکت را یکی از حرکت های شکوهمند این پورتال می دانیم.

هیئت تحریریه پیشرو ضمن تجدید تهنیت و تبریک، موفقیت ها پیروزی های بیشتر دست اندرکاران عزیز پورتال «افغانستان آزاد- آزاد افغانستان» را در مبارزۀ استقلال طلبانه و ضد استعمار آرزو می نماید.

هیئت تحریریه نشریه پیشرو
31 اسد 1390



زنده یاد داد «نورانی» مردی متفاوت


این جسارت را به خود دادم که قلم بزنم در حالیکه قلم بدست هم نیستم اما خواستم رسالت خود را در قبال ابرمردی که استادم بود ادا نمایم و جای نهایت افتخار برای من است که چنین استادی داشتم.

خواستم چند جمله را با شما خواندگان عزیز در میان بگذارم. زنده یاد داد نورانی معلم کیمیا، بیولوژی و دری من و عدۀ زیاد دیگر بود. داد نورانی در کیمیا تنها تعامل اکسیجن با هایدروجن که آب را می سازد و یا در بیولوژی که حیات چگونه شکل گرفت و در دری که دُر دری را به پای خوکان نریزید به ما نیاموخت بلکه مضامین نهایت مهم و مهم تر از آن را برای ما آموخت که تا آخرین لحظۀ زندگی فراموش نخواهیم کرد: انسان دوستی، درس صمیمیت واقعی با رفیقان، پیوند واقعی با مردم فقیر و زحمت کش جامعه، از خودگذری، شهامت، پشتکار، جدیت وغیره. او همیشه می گفت، زمانی می توانید مصدر خدمت برای مردم زحمتکش و ستمدیدۀ خود شوید که تصویر خود را در سیمای همین مردم پیدا کنید.

در حالیکه زندگی یک نبرد است و این ابرمرد آن را به خوبی به تصویر کشید و برای شاگردانش نیز آموخت.
 گفته های جاودان زنده یاد داد نورانی برای همیش در خاطرات شاگردان وفادارش باقی خواهد و همواره آنها را به مثابۀ درس زندگی مشعل راه شان خواهند ساخت.

در صنف دوازدهم بودم وهمصنفیانم به یاد دارند که زنده یاد نورانی همواره می گفت: شاگردان عزیز، اگر میخواهید مصدر خدمت برای مردم ستمدیدۀ خود گردید که در طول تاریخ تحت ظلم طبقات حاکمه قرار داشته اند و هیچ دولتی به آنان خدمت ننموده است، فقط و فقط از طریق بلند بردن سطح علمی و آگاهی کامل از جامعه و مردم امکانپذیر است. در غیر آن با بلند پروازیهای روشنفکرانه جز اینکه خود را فریب دهید، کاری از پیش برده نخواهید توانست.

زنده یاد داد نورانی آنچه در تیوری می گفت در عمل پیاده میکرد. در آخرین روزهای زندگی که در شفاخانه استقلال بستر بود و من از او پرستاری میکردم، مرد فقیری که محمد موسی نام داشت، توجه او را به خود جلب کرد که در همان وارد در کنار زنده یاد نورانی بستر بود و از توان مالی خوبی برخوردار نبود. زنده یاد نورانی با دیدن وضعیت بد اقتصادی او برایم گفت که تا وقتی در اینجا بستر هستم، دوای محمد موسی را برایش خریداری کن. فردای همان شب زنده یاد نورانی را به وارد دیگری منتقل ساختند، دیدم که محمد موسی اشک میریزد. گفتم چرا موسی؟ برایم گفت: تا حال در زندگی خود مردی به این صله رحمی ندیده بودم. در حالیکه بغض گلویش را گرفته بود، گفت: این را به این خاطر نمی گویم که برایم دوا خریده است بلکه به این خاطر که او را مردی متفاوتی یافتم.

طرز صحبت و برخورد زنده یاد نورانی با توده های فقیر و زحمتکش افغانستان واقعاً برای ما شاگردانش آموزنده و درس بزرگی از زندگی بود، زیرا او به بازوی همین بی چیزترین افراد جامعه باورمند به ساختن جامعه ای عاری از استثمار، فقر، بیعدالتی، وحشت، ستم، ظلم و تجاوز بود، و تا زنده بود، لحظه ای آنان را از یاد نبرد. با درگذشت او، توده های مظلوم افغانستان یکی از حامیان راستین و فداکار خود را از دست دادند که پر کردن جای خالی او سال های زیادی را در بر خواهد گرفت. یادش گرامی باد!