صفحات

سخت است فهماندن چیزی به کسی که در قبال نفهمیدنش پول می گیرد. (احمد شاملو)

۱۳۹۰ آذر ۱۹, شنبه

نگاهی به مفاهیم مداخله و تجاوز

با آغاز لشکرکشی امریکا و همپیمانان اش به افغانستان، کاربرد کلمات مداخله و تجاوز در بین طیف های وسیعی از افغانها نظر به مواضع سیاسی شان از هر زمانی بیشتر دیده می شود. بعضی ها این لشکرکشی را مداخله و برخی ها آن را تجاوز میدانند، اما عدۀ دیگر با هزار نیرنگ و حیله تلاش دارند که این لشکرکشی را «نقطۀ عطف» در تاریخ کشور ما ثابت ساخته و آن را «چانس طلایی» برای مردم ما به اثبات برسانند. اینکه چه تفاوت های بین مداخله و تجاوز وجود دارد و آیا حضور نظامی امریکا و متحدانش زیر نام «مبارزه علیه تروریزم» در کشور ما مداخله است یا تجاوز، لازم است تا تفاوت ها و تمایزات این دو مفهوم به بررسی گرفته شود تا بهتر بتوانیم اوضاع سیاسی افغانستان خود را به بررسی بگیریم.

مداخله به حالت سیاسیی گفته می شود که کشور مداخله گر با استفاده از نفوذ و قدرت سیاسی- اقتصادی خود، بر شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یک کشور طوری تأثیر بگذارد که فعالیت های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن کشور بر وفق مرادش به پیش برود. طور مثال کشور مداخله گر به منظور مهیا نمودن زمینۀ فروش محصولات اقتصادی خود در کشور دیگر، توسط جاسوسان داخلی و خارجی اش، تلاش می نماید که وضعیت اقتصادی کشور مطبوع را طوری آماده نماید که کالاهای اقتصادی آن کشور به قیمت دلخواه به فروش برسد. یا کشور مداخله گر با استفاده از جواسیس خود میخواهد در سیاست خارجی کشوری که در آن مداخله نموده، به نفع خود استفاده نماید.

در شرایط مداخله از نیروی نظامی استفاده نمی شود، اما مداخله میتواند زمینه را برای تجاوز فراهم نماید. با آنکه مداخله، تجاوز نیست ولی میتواند آغازی برای تجاوز باشد. کشور مداخله گر با جابجایی جاسوسان داخلی خود در چوکی های بلند دولتی، فرستادن مشاوران، متخصصین، استادان و سایر افراد و اشخاص در بخش های مختلف جامعه نفوذ نموده و تلاش دارد که از هر طریقی زمینۀ مداخله را مساعد نماید. درجۀ مداخله فرق می کند، امکان دارد که در برخی از کشورها این مداخله بسیار حاد باشد و حتی تا جابجایی یا تغییر وزراء نیز پیش برود. این حالت بستگی به وابستگی یک کشور به کشور مداخله گر دارد.

اما تجاوز به حالت سیاسیی گفته می شود که یک کشور با استفاده از امکانات نظامی و مالی اش بر کشور دیگر آشکارا یورش برده و دولت بر سر قدرت آن را سرنگون نموده و دولت دست نشانده و دلخواه خود را بر اریکه قدرت تکیه دهد. با آنکه برخی از تیوریسن های بورژوازی به این حالت سیاسی، «مداخلۀ بشر دوستانه» می گویند و آن را «نیاز مبرم» مردم کشوری که بر آن تجاوز نموده، میدانند، اما این اقدام، تجاوز آشکار دانسته می شود.

کشور متجاوز تمامی بخش های جامعه را تحت کنترول خود گرفته و هر نوع حرکتی را که بر ضد منافع خود ببیند، در نطفه خاموش نموده و حرکت های مردمی را توسط دولت دست نشانده اش با اقدام نظامی و یا غیر نظامی سرکوب می نماید. در این حالت تمامی حرکت های سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و هنری دولت دست نشانده به اجازه و مشورۀ دولت متجاوز صورت گرفته و کوچکترین عملکرد دولت دست نشانده نیز زیر ذره بین اشغالگران به بررسی گرفته می شود.

اشغالگران قوای مقننه، قضائیه و اجرائیه را در اختیار داشته و بر عملکرد هر سه قوه نظارت مستقیم دارند. وزرا به اشارۀ متجاوزین بر کنار یا جابجا می شوند؛ اردو، پولیس، امنیت، شبکه های مخابراتی، برق، ترافیک، امنیت، معارف و سایر بخش های جامعه کاملاً در کنترول اشغالگران بوده و کوچکترین حرکت نیز زیر کنترول آنان می باشد. اشغالگران در وزارت خانه ها، ادارات دولتی و غیر دولتی به نام های مختلف مشاوران و جاسوسان خود را جابجا می نمایند.

با تمام این ها اشغالگران تلاش دارند که با استفاده از کلمات عوام پسند دموکراسی، انتخابات، آزادی بیان، جامعۀ مدنی، حقوق بشر، پلورالیزم سیاسی، مطبوعات آزاد و غیره مردم را فریب داده تا به کنه اشغال و تجاوز پی نبرند. اشغالگران تلاش دارند که مردم کشور مستعمرۀ خود را بیشتر از پیش مصروف زندگی و غم نان نمایند تا از افکار سیاسی و فعالیت های سیاسی دوری گزینند. تعدادی از اشغالگران آله های دست خود را با القابی چون کاندید اکادمیسین، آگاه امور سیاسی، کارشناس وغیره سر زبان ها نموده تا چرندیات و لاطائلات شان را از طریق رسانه های غیر مردمی به خورد توده ها داده تا بیشتر از پیش مردم را اغفال نمایند.

متجاوزین که به هدف تطبیق سیاست های استعماری و اشغالگرانۀ خود بر یک کشور تجاوز می کنند، هرگز به فکر رفاه، خوشبختی و سعادت مردم کشوری که بر آن تجاوز کرده نبوده، هر روز وضعیت زندگی عده ای معدودی از جاسوسان و سرسپردگانش بهبود یافته و به زندگی های افسانوی میرسند، اما اکثریت توده های زحمتکش به سوی نابودی، فقر، تباهی و فلاکت کشیده می شوند. فاصلۀ طبقاتی در هنگام اشغال بسیار وسیع شده و هر روز تفاوت های زندگی پولداران و فقرا بیشتر و بیشتر می گردد. 

در زمان اشغال برخی از سرسپردگان با تبلیغات وسیع رسانه ای و غیر رسانه ای شعارهایی به نفع اشغال سر داده و مردم را "نصحیت" می کنند که از این «چانس طلایی» استفاده نمایند و برخی ها اشغالگران را همکاران بین المللی دانسته و از هم صحبت شدن با آنان لذت می برند.

اشغالگران برای مهره های کلیدی و جواسیس خود به خاطر کارهای «بشردوستانه»، «خیرخواهانه»، «دادخواهانه» و تمثیل «دموکراسی» جوایز و مدال می دهند تا از کارکردهای شان قدردانی صورت گیرد. تعدادی از کسانی که این مدال ها و جوایز استعماری را اشغالگران دریافت می کنند، در عین حال سنگ خدمت به توده ها و مردم فقیر را بر سینه می زنند. اینان دریافت مدال ها و جوایز از سوی اشغالگران را توجیه تیوریک نموده و آن را «استفاده از تضاد میان امپریالیست ها» دانسته، با جبین گشاده اما سرِ خم برای دریافت آنها به سفارتخانه ها یورش می برند. اینان از دریافت جوایز و مدال های اشغالگران بیشتر از دیگران به وجد آمده و از زاویه های مختلف با رهبران متجاوزان عکس یادگاری می گیرند و دیوارهای دفاتر و پرورشگاه های شان را با آنها «مزین» می سازند. 

جاسوسی؛ لکۀ ننگ ابدی

كلمه جاسوس معمولاً به كساني اطلاق مي شود كه منافع كشور و ملت خود را فداي بيگانه ها نموده و در خدمت آنان قرار مي گيرند. اين عده در مقابل پول و امتيازات ديگر، در هر مقام و منصبي كه قرار دارند به خاطر خوش خدمتي به باداران خود، حاضر اند تا آنچه از آنان تقاضا مي شود يا آنچه را كه ميدانند يا ميتوانند براي شان انجام دهند.

ملت ما كه طي قرون متمادي از آزمون هاي سخت تاريخي موفق بدر آمده است، اما همين ملت سرافراز در اثر معامله های تني چند از وطنفروشان بزرگترين و بيشترين آسيب را متحمل شده است. در فروپاشي دولت اماني در كنار عوامل ديگر نقش شبكۀ استخباراتي انگليس به خصوص جاسوسان داخلي آن خيلي مهم و زيانبار بوده است.

سر آغاز تجاوز اتحاد شوروي كه با زمينه چيني جواسيس افغان تبار آن آغاز شد، ويراني 80 درصد از روستاها و زيربناهاي كشور، آوارگي حدود 5 مليون و مرگ نزدیک به دو مليون و معلول شدن صدهاهزار از هموطنان  ما را در پي داشت. برعلاوه اين تجاوز بعد از شكست، زمينه ساز مداخله و اشغال كشورهاي همسايه و دول غربي نيز گرديد.

پاكستان كه از مسئلۀ خط ديورند و نزدیکی افغانستان با هندوستان هميشه نگران بوده با آرزوي يك دولت ضعيف و وابسته در افغانستان، بيشترين سرمايه گذاري را براي تضعيف افغانستان انجام داده و تلاش نموده است که كشور ما را به حيث بازار مصرف بنجل هاي پاكستاني و منبع خوب مواد خام خود نگه دارد. بناءً با اتخاذ اين سياست در پرورش عوامل و جواسيس متعدد تا سطح رهبران تنظيم ها و قومندانان آن عمل نموده كه اين پروسه تا اكنون هم ادامه دارد.

ايران هم در اين راستا دست كمي از پاكستان نداشته و اهميت سرمايه گذاري روي عوامل نفوذي و استخباراتي در بين تنظيم ها را خوب درك كرده، تا جاييكه در زمان اشغال شوروي خود در صدد ايجاد گروه هاي نظامي در افغانستان برامد و از اين طريق مانند پاكستان مسبب جنگ هاي خونين تنظیمی و ريختن خون هزاران تن در كشور ما نيز گرديد. دولت ايران با استفاده از اين شيوه توانست بهره برداري اعظمي را در مسايل سياسي، فرهنگي، اقتصادي، سرحدي و استفاده از درياهاي افغانستان بنمايد.

عده اي ازكشورهاي منطقه مانند عربستان سعودي، شيخ نشين هاي حوزه خليج فارس، تركيه، ازبكستان و ديگران نيز با استفاده از عوامل نفوذي خود در افغانستان در ويراني كشور ما نقش زيانباري داشته اند و هر يك به سهم خود در تقويۀ گروه ها و افراد وابستۀ شان پول هاي كلاني را به مصرف رسانيده اند و می رسانند.

دول غربي به خصوص ايالات متحده و انگليس كه از گردانندگان و بازيگران اصلي بازی در سالهاي اخير بوده اند، سرمايه گذاري هاي بزرگي را روي عوامل خود داشته اند. سياست اين كشورها در چنين مسايل خيلي مرموز و چند پهلو بوده كه بعضي اوقات قومندانان ظاهراً در جنگ با نيروي نظامي اين كشورها كه از جواسيس خود شان بوده، افشاء شده و حتی به قتل رسیده اند.

بصورت عموم اين كشورها تلاش مي ورزند تا افراد شان را در حلقه هاي بالايی قدرت نصب نموده و در تصميم گيري هاي اساسي نقش داشته باشند يا حداقل از موضوعات مهم در اسرع وقت آگاهي يابند. ارگ رياست جمهوري، ارگانهاي امنيتي، تقنيني وغيره از جمله اهداف اين كشورها مي باشند.

اما نكتۀ جالب در اينست كه بسياري از اين جواسيس به يكديگر اتهام خيانت مي بندند تا خود را تبرئه كنند و ضرب المثل «ديگ به ديگچه مي گويد رويت سياه است» را بر خود تطبیق می کنند، يا گويا بعضي از اين جاسوسان «شريف» و بعضي ها «ناشريف» ميباشند زیرا جاسوسی برای یک کشور را «خدمت به مردم و وطن» و به کشور دیگر خیانت می دانند. طور مثال: جاسوسی و کار در راستای منافع پاكستان را خیانت می گویند اما کار برای منافع و جاسوسی برای ایران و کشورهای بزرگ امپریالیستی از جمله امریکا، انگلستان، فرانسه، ایتالیا، جاپان وغیره را «خدمت به مردم» وانمود می سازند. جاسوس، جاسوس است، برای این کشور و آن کشور ندارد، خواه پاکستان باشد، ایران، امریکا و یا کشور دیگری. همه بدون استثنا داغ سیاه و شرمناک جاسوسی را بر پیشانی خود حمل می کنند. اين عده بدون آنكه عرق شرم برجبين شان جاري شود و خجل شوند به وابستگي هايشان فخر مي فروشند. در محاسبه و دادگاه ملت جرم همه يكسان و نابخشودني بوده و لكۀ ننگ شان ابديست.

«موږ بی شمیره یو!، تاسو لږ ...»

انقلابي او ژمن هنرمندان تل له ولسونو سره یو ځای د هغو ناخوالو او ناورینونو په ضد اعتراض کوي چې د زبیښاکګرو او ښکیلاکګرو لخوا پر بیوزله زیارکښه ولسونو تپل کیږي. که چیرې یو هنرمند په داسې حال کې چې ولسونه راپاڅیدلي وي، اعتراض کوي، شعار ورکوي، سوکان پورته کوي او د غچ اخیستنې ترانې زمزمه کوي، چپ پاتې شي یا له ولسونو سره د ملتیا په ځای لا په خپلو کوڅه ای هوسونو کې ډوب وي او یا په شرمناکه توګه د غلیمانو په چوپړ کې د خپل ګوګل په لیلامولو بوخت وي، داسې هنرمند نه وجدان لري، نه درد پیژني او هغه بی ضمیره او شنډ انسان دی چې په هیڅ ډول ورته د ولسونو هنرمند ویلای نشو.

ویکتور خارا، د چیلي نامتو او مبارز ترانه ویونکي په څرګنده توګه ویلي دي:«یو هنرمند باید د اعتماد وړ پنځوونکی او په پرمختللي بڼه کې باید یو انقلابي وي... هغه څوک وي چې د وسله والو چریکانو په څیر د واکمن نظام لپاره خطرناک وي، هغه هم له ولسونو سره د ټینګو اړیکو له لارې.» او که چیرې هنرمند له ولسونو سره اړیکې ټینګې نکړای شي او د یوه چریک په توګه د تروږمو او ناخوالو جګړې ته ونه درومي نو هغه یوازې هغه رنګین طوطي ته ورته کیږي چې په قفس کې ژوند کوي.

موسیقي کولای شي ولسونه منسجم کړي، د جنایتونو په ضد یې وهڅوي؛ «موسیقي هغه وسیله ده چې په مرسته یې کولای شو، پراخ ولسونه متحد او یو لاسي کړو»، او د هر ډول ښکیلاک او زبیښاک په وړاندې یې د مبارزې ډګرونو ته وهڅوو، د ولسونو احساسات، هیله او قهر، ماته او بریا په کې انځور کړو، خو که چیرې موسیقي دا پرتمینه موخه په پام کې ونه نیسي، هغه رمباړو ته پاتې کیږي چې له غوجل راپورته شي.

دا وخت په ټوله نړۍ کې د پانګوالۍ نظام پر ضد د قهر خوځښتونه پیل شوي او د بیلابیلو پانګوالو هیوادونو ولسونه نور هغه ظلم او زبیښاک، فقر او بیوزلي نشي منلی چې د همدې ظالمانه نظام زیږنده دي. دا وخت په امریکې، انګلستان، فرانسې، آلمان، ایټالیا، اسپانیا، جاپان او نورو پانګوالو هیوادونو کې ولسونه د فقر، بیکارۍ، نیستۍ، زبیښاک او ظلم په وړاندې شعارونه ورکوي او په دې هڅه کې دي چې د دې نظام مرکزونه (د ونډو بازارونه) اشغال کړي، خو همدا هیوادونه په دروغجن او کاذبانه ډول د ښکیلاک په موخه زموږ په وطن کې پراته دي او د «بیارغاونې»، «بشري حقوقو» او د «ترهه ګرۍ ضد جګړې» په نامه ملیاردونه ډالرې مصرفوي، ولې؟

دا هغه پوښتنه ده چې تر دې مهاله لسګونو با وجدانه هنرمندانو په خپلو ترانو کې ورته ځواب ویلی دی. دلته د بیلګې په توګه د ماکانا د ترانې (موږ بی شمیره یو!) یوه برخه وړاندې کیږي چې د اوسني ربړونکي شرایطو انځور دی او په ورته وخت کې د یوه باوجدانه هنرمند هغه فریاد دی چې ولسونه مبارزې او یووالي ته رابلي:

موږ دلته سره یوځای راغونډ شوي یو
او هغه وخت رارسیدلی چې نور خپل قهر فریاد کړو
د هغو پر ضد چې په قفس کې مو بندي کوي
د هغو پر ضد چې د مُزد ارزښت مو غلا کوي
لابي کوونکي ناست په واشنګټن کې چټیاټ غږوي
د قانوني صلاحیت تر نوم لاندې یې غږوي
بروکراتان په آزادۍ کې پورته کړې قهقه د خندا
څو یې چې نکړو جارو، موږ به نشو په شا.
*                        
تر هغه چې تاسو کوئ مزایده د اکثریت، نه د اقلیت
موږ به ټول واټونه اشغال کړو، محکمې به اشغال کړو
ستاسو دفترونه به اشغال کړو، دفترونه به اشغال کړو.
*                         
ملت مو جوړ په دې باور شو
چې هر وګړی حق لري د هوساینې
خو کله چې له سره د جمهوريت قوانین بیا ولیکل شول
څو تنو ټول شیان تصاحب کړل
ټول شیان یې بی له کوم مسوولیته تصاحب کړل
هو تصاحب یې کړل، خو هغوې زما او ستا په شان نه دي،
 هغوې د دې تصاحب د قانونی کیدنې لپاره خپل نفوذ کاروي
او تر هغه چې مخنیوی یې ونشي، موږ به آزادۍ ته ونه رسیږو.
*                        
تر هغه چې تاسو کوئ مزایده د اکثریت، نه د اقلیت
موږ به ټول واټونه اشغال کړو، محکمې به اشغال کړو
ستاسو دفترونه به اشغال کړو، دفترونه به اشغال کړو.
*                        
تاسو چې خپل انحصارات د وسلو په زور پلي کوئ
او زموږ زامن او لوڼې ورته قرباني کوئ
داسې ډیر شیان دي چې د ټولو خلکو دي
خو تاسو یې ټول له خلکو غلا کوئ
نو اوس یې په بدل کې زموږ اخطارونه واورئ
ستاسو پوچې خبرې نور پر موږ اغیزه نه کوي
موږ اعتراف کوو چې کم شیان به له لاسه ورکړو
خو زیات کسان به په اعتراضونو کې یوځای کړو.
*                                
موږ بی شمیره یو
 او تاسو لږ...