صفحات

سخت است فهماندن چیزی به کسی که در قبال نفهمیدنش پول می گیرد. (احمد شاملو)

۱۳۹۱ مرداد ۱۱, چهارشنبه

جای نورانی تا سال ها پر نخواهد شد




                                                                                                                                                       بریالی

فکر می کردم گذر زمان می تواند بار سنگین از دست دادن عزیزی را کمتر کند. اما شاید سالها نیاز است تا اندوه از دست رفتن داد نورانی اندکی کم شود. نورانی چندین سال معلم من بود. یکسال گذشت اما هنوز هم احساس می کنم که چند لحظه پیش به من گفته اند که نورانی دیگر نیست. شنیدن این خبر  در لحظات اول ناراحت کننده بود اما بعد از گذشت یکسال فکر می کنم این خبر بیشتر نگران کننده است تا ناراحت کننده.
نگران کننده است چون در زمانی که عده ای به جان و مال این مردم تاخته اند و به طفل و کلان این کشور رحم نمی کنند، حضور او در محافل سیاسی قوت قلبی بود برای کسانی که به دنبال نشانه هایی از سیاست مدافع حقوق مردم بودند. یکسال است که مردم رنجدیده کمتر صدایی را از رسانه های افغان در دفاع صادقانه از خود می شنوند. مردم رنجدیده در چند سال اخیر با شنیدن صدای داد نورانی قوت قلبی می گرفتند و او را مدافع خود می دانستند.
روزی با زنده یاد نورانی، سوار بر تکسی به جایی می رفتیم و در جریان راه با هم درباره مسایلی صحبت می کردیم. راننده تکسی که مرد میانسالی بود، با دقت به ما نگاه می کرد و به حرفهای ما گوش می داد. راننده تکسی با شک و تردید به نورانی گفت: "صدای شما آشناست. فکر می کنم صدای شما را خیلی شنیده ام." داد نورانی هم توضیح داد که شاید در رادیو شنیدی چون من گاهی با رادیوها مصاحبه می کنم. راننده وقتی که نام نورانی را شنید با خوشحالی و احساسات گفت: "بسیار می خواستم شما را از نزدیک ببینم. این آرزوی من بود چون هر وقت از این وطنفروشان خسته و ناامید می شوم، با شنیدن حرفهای شما به روشنفکران وطنم امیدوار می شوم." آن روز را هرگز فراموش نمی کنم که برای مدت طولانی راننده تکسی از گرفتن کرایه از کسی که او را مدافع حقوق خود و امثال خود می دانست خودداری کرد.   
نگران کننده است چون وقتی در زمان تبلیغات سیاست های زهرآگین از هر طرف برای یافتن تعریف درست و درک مسایل با مشکل روبرو می شوم، دیگر داد نورانی نیست که ابعاد گنگ مساله را برایم تشریح کند. افراد بیشماری مانند من منتظر بودند تا بدانند داد نورانی درباره مسایل روز چه نظری دارد. در روزگاری که "دهه تحول" قرار است زندگی سیاسی و اجتماعی این مرز و بوم را تغییر بدهد، جای خالی او نگران کننده است.
با گذشت یکسال فهمیدم که از دست دادن نورانی در کنار اندوهی که برجای گذاشت، نگران کننده بوده است چون  شماری از مدعیان دروغین دفاع از حقوق زحمتکشان بعد از رفتن او به شادی پرداختند چون در گمانشان دیگر کسی نیست تا روبرویشان قد علم کند و سیاست های عوام فریبانه شان را رسوا کند. 
داد نورانی رفت اما شماری از شاگردانش را می شناسم که می توانند از نگرانی از دست رفتن او بکاهند. کسانی که می کوشند مانند او صدای محروم ترین انسان های جامعه باشند. کسانی که می خواهند در کنار مردم برای رسیدن به جامعه ای انسانی و عاری از ظلم طبقاتی مبارزه کنند.



***************************

رویداد های سیاسی، اشغال و فجایع طالبان در یک سال گذشته



یک سال از درگذشت زنده یاد داد نورانی شاعر، نویسنده، آزادیخواه و انقلابی کشور ما می گذرد. وطن ما کماکان شاهد بربادی و خونریزی است که به این زودی ها هم راه نجاتی برایش سراغ نیست. در جریان یک سال گذشته مردم ستمدیده و زحمتکش ما با فجایع بی مانندی روبرو گردیده و بدترین توهین ها را متحمل شده اند. نورانی در سراسر عمرش قلم را برای روشنگری و بی نقاب ساختن به کار برد.
اکنون به مناسبت سالگرد درگذشتش نگاهی گذرا به رویداد ها و حوادث سیاسی یکسال گذشته کشور خویش می اندازیم.
در جریان یک سال گذشته، حملات طیاره های بی پیلوت اشغالگران خارجی بار ها متوقف نگردید و ده ها تن از زحمتکش ترین و فقیر ترین انسان های این سرزمین را به خاک و خون کشیدند. در اکثر این حملات بیشترین کشته ها و زخمی ها را زنان و کودکان تشکیل میدهند. به گزارش هیأت ویژه سازمان ملل در امور افغانستان، با کشته شدن بیش از 3000 غیر نظامی در درگیری‌های مختلف در افغانستان در سال 2011، شمار تلفات غیرنظامیان از سال 2001 به این طرف، به بالاترین حد رسیده است. این سازمان مجموع تلفات ثبت شده ای روستاییان را در جریان 5 سال گذشته به بیش از 11864 نفر تخمین می زند، در حالی که واقعیت به مراتب بالاتر از این را نشان میدهد.
فرو ریختن هزاران کیلوگرام از پیشرفته ترین و مرگبار ترین بم ها بر مزارع و کشتزار های کشور ما در یک سال گذشتهادامه داشته و لحظه ای متوقف نگردیده است. استفاده از سلاح های کشتار جمعی مانند موشک ها و نارنجک های دارای گاز فاسفورس سفید در ساحات مسکونی نیز در این سال در لست سلاح های استفاده شده ثبت گردیده است.
 عملیات های شبانه و "خودسر" امریکایی ها به ظاهر یکی از پر جنجال ترین اقدامات نظامی است. عملیات اخیر امریکایی ها در ولایت لوگر که باعث کشته شدن شدن 18 تن از افراد ملکی گردید، "فغان" حکومت افغانستان را "یکبار" دیگر بلند کرد و ادامۀ عملیات "خودسر" که منجر به کشته شدن غیر نظامیان بگردد را به معنی تجاوز به افغانستان تعریف نمود!
حملات انتحاری و سازمان یافتۀ طالبان که با تمسک به بربریت آنان کشور ما مورد یلغار ناتو قرار گرفت٬ از دیگر وسایل کشتار وسیع هموطنان ماست. بیشترین حملات در ولایت های کابل، قندهار، لوگر، کاپیسا، کنرها، خوست، هرات، زابل، غزنی، پروان، زابل و میدان وردک صورت گرفته و بیشتر از 95 فیصد قربانیان را توده های زحمتکش و فقیر ما مخصوصاً زنان و اطفال تشکیل میدهند. حملات ماین های کنار سرک در سال گذشته به شکل بی سابقه یی افزایش یافته و تعداد زیادی از مردم ملکی از اینطریق نیز به کام مرگ فرستاده شده است.
یکی از بدترین و بی شرمانه ترین توهین های نوع بشر، در جریان یک سال گذشته، شاشیدن عساکر امریکایی بر اجساد کشته شده ها در میدان جنگ است. این عمل به صراحت نشان داد که برای ماشین جنگی سرمایه داری هیچ حد و مرزی وجود ندارد و تحقیر و توهین در کنار تسلیحات پیشرفته به مثابه حربه به کار گرفته می شود.
این عمل غیر انسانی قسماً انعکاس در رسانه های سرکاری و وابسته به دولت های غرب انعکاس یافت، اما علل و عوامل بروز همچو رویدادها در اردوی به شدت عقده یی امریکایی چنانکه باید از دید نیرو های آزادیخواه و مبارز افشا نگردید.
«لویه جرگه عنعنوی» که تمامی اشتراک کنندگان آن را افراد وابسته به دولت کرزی تشکیل میداد، مهر تائید خود را به پای امضای پیمان ستراتیژیک با امریکا گذاشت. این لویه جرگه فرمایشی که هیچ نشانه یی از وجود و علایم استقلال خواهی و آزادی خواهی در افکار اشتراک کنندگان آن دیده نمی شد، زمینه را برای امضای پیمان ستراتیژیک فراهم نمود که به تعقیب آن اوباما و کرزی این سند را در تاریکی شب امضا کردند.
متن این پیمان با جملات مبهم و رد گم کن طوری تحریر و ترتیب گردیده که انسان های خوش باور، ذوق زده و بی خبر از همه چیز شادی مرگک شده اند و امضای آن را بزرگترین "دستاورد" یازده سال اخیر قلمداد می کنند. این خوش باوری را نیروهای وابسته به امریکا بیشتر از پیش در افکار عمومی با تبلیغات وسیع و گسترده یی رسانه یی دو چندان ساخته تا جائیکه آن را "فرصت طلایی" برای افغانستان جار می زنند. 
«خروج» نیروهای امریکایی و ناتو بعد از 2014 که با برگزاری کنفرانس شیکاگو سر و صدای آن گوش فلک را کر نمود و هر روز تبلیغات وسیع برای آن صورت می گیرد، یکی دیگر از موضوعاتی است که در جریان یک سال بیشتر از هر زمانی تبلیغ گردیده تا جائیکه تنظیم های جهادی، تکنوکرات ها، بقایای حزب منحوس دموکراتیک و جواسیس حسرت سال های زندگی با خارجی ها را که در جریان 10 سال گذشته، افغانستان را برای آنها بهشت روی زمین و برای توده های زحمتکش و ستمدیدۀ ما دوزخ روی زمین ساخته است، چنان می خورد که خواب را از چشمان حتی "ضد" غربی ترین آنها نیز ربوده است.
در یک سال گذشته٬‌ اشغالگری و فجایع طالبان کماکان ادامه دارد. سرخ و سفید شدن دولت کابل و موضع گیری های خنثی و غیر جدی احزاب و جریانات رسمی و ثبت شده در برابر عساکر خارجی و اخطار دادن های کرزی هیچ تاثیری نکرده است. امریکایی ها با قلدری از کنار  سر و صدا های آنها گذشته و همیشه نشان داده اند که برای شوخی به افغانستان نیامده اند.  


********************

برخورد علمی با مسئله زن



                                                                                                                      ملالی٬ یکتن از شاگردان داد نورانی

کشور ما در مناسبات میان مرد و زن پیچیدگی های خاصی داشته و دشواری های زیادی در عرصه های مختلف همواره زنان را تهدید می کند. مبارزه برای حقوق زن و رهایی زنان از ستم روز افزونی که بر گردۀ آنان سنگینی می کند، از شعار های روز پسندی بوده که زینت بخش سرلوحۀ اکثر سازمان ها، انجمن ها، انجوها و نهادهای به اصطلاح مدافع حقوق زنان شده و هر یکی به زعم خود در این راه تلاش می کنند.
زنده یاد داد نورانی از جمله کسانی بود که در مورد زنان و رهایی آنان از بند ستم های گوناگون دیدگاه علمی داشت. او عقیده داشت که مشکلات زنان کشور بخشی از مشکلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه می باشد که رابطه نا گسستنی با مشکلات سایر زحمتکشان افغانستان دارد و تا زمانیکه جامعه در کل از این مشکلات رهایی نیابد، زنان به تنهایی قادر به بیرون رفت از این همه مصایب و بدبختی نخواهند بود.
نورانی باور داشت که مصائب و مشکلات زنان افغان زمانی حل خواهد شد که آنان به خود آگاهی سیاسی رسیده و در کنار سایر بخش های اجتماعی و در وحدت و همبستگی با طبقات زحمتکش کشور به حقوق خود دست یابند.
او می گفت: "زنان هیچگاهی با سخاوت و الطاف دیگران و در محافل پر زرق و برق نخواهند توانست به حقوق شان دست یابند. آزادی و حق چیزی نیست که انتظار داشت تا دیگران به تو عنایت کنند بلکه حق به مبارزه و اعمال زور بدست خواهد آمد و این زمانی میسر خواهد شد که زنان به خود آگاهی و خود باوری لازم برسند."
نورانی از سازمانها و تشکلاتی که از زنان استفاده ابزاری نموده و ظاهراً با عنوان کردن حقوق زنان می خواهند به پول های کلان و اهداف کاسبکارانه برسند به شدت متنفر بود. به باور وی اینگونه تشکلات خیانت بزرگی را به زنان روا داشته و آنان را از مسیر اصلی مبارزه شان منحرف می سازند.
نورانی با نوشته هایش ترفندهایی را که باعث اغفال زنان می گردید، افشاء می کرد؛ از عناصر و افردی که در تشکلات به ظاهر "چپ" و "انقلابی" خزیده و از زنان شان به خاطر نداشتن پسر به مثابه ماشین چوجه کشی استفاده نموده و با یک درجن اولاد خود هنوز ادای رهبری این تشکلات را می نمودند به شدت انتقاد می کرد.
زنانی که با نورانی در دفتر همکار بودند به صداقت او در امر مبارزه برای دستیابی به حقوق شان باور داشتند. این مسئله زمانی به باورم تبدیل شد که بعد از مرگ زنده یاد ویژه شماره پیشرو را به دفتر بردم. همکاران وی به مجردی که از انتشار نشریۀ پیشرو آگاه شدند، برای دریافت آن هجوم آوردند، هریکی در مورد اوصاف نورانی چیزی می گفت؛ خانم مسنی که به نظر می رسید یکی از خدمه های آن اداره بود نفس زنان وارد شد، گفتمش چرا دویدید؟ به جوابم گفت "تشویش داشتم که مبادا دیر برسم و یک شماره هم دستگیرم نشود" گفتم نورانی را زیاد دوست داشتید؟ در پاسخم گفت: "مرحوم نورانی بهترین دوست، برادر و انسان خوبی بود که هرزمان به اداره می آمد با همه صمیمیت داشت و از احوال و مشکلات ما پرسان می کرد، جای نورانی را هیچ کس نمی تواند پر کند."
خلاصه هر یکی در مورد نورانی با تأثر و اندوهی که گویا عزیز ترین دوست خود را از دست داده باشند احساس خود را بیان می کردند؛ یکی از او به عنوان انسان مهربان و دلسوزی یاد می کرد که دانش خود را به خدمت دیگران قرار داده و از رهنمایی صادقانه دریغ نمی کرد؛ دیگری او را انسان فراقومی توصیف می کرد. زنی از همکاران نورانی گفت: "انسانهای فراقومی در وطن ما زیاد است اما نورانی انسانی بود که مرز جنسیتی را از بین برده بود و فرقی میان زن و مرد قایل نبود، و زنان را با نیروی واقعی شان باورمند می ساخت."
در یک کلام میتوان گفت داد نورانی انسان مبارز و وطندوستی بود که لحظه ای از درد و اندوه مردمش غافل نبود، انسان زحمتکش را دوست داشت و زندگی را برای دیگران می خواست، رنج دیگران به خصوص زنان زحمتکش را بیش از دیگران درک می کرد. با آنکه کمبود نورانی در میان همه دوستانش به شدت حس می شود، ولی اثرات آموزنده ای که او بر طیف وسیعی از همفکران، همکاران و دوستانش در نقاط مختلف افغانستان و اقشار گوناگون مردم بجا گذاشته است، حضور او را جاودانه کرده است.


************************************