صفحات

سخت است فهماندن چیزی به کسی که در قبال نفهمیدنش پول می گیرد. (احمد شاملو)

۱۳۸۷ فروردین ۵, دوشنبه

تجاوز بر اطفال همچنان ادامه دارد

هرچند واقعات دردناک تجاوز بر اطفال کشور طی سه دهه اخیر بیشتر دیده شده است اما جنایات متعدد در سال جاری خیلی تکاندهنده و قابل نگرانی می باشد.
اگر بار مسئولیت جنایات گذشته سه دهه اخیر عمدتاً به دوش جنگسالارانی بوده که در جریان جنگ های تنظیمی و حاکمیت های ملوک الطوایفی از هیچ جنایتی دریغ نورزیده اند ولی جنایات یکی دو سال اخیر در شرایطی صورت می گیرد که حدود شصت هزار نیروی نظامی خارجی تحت نام "دفاع از دموکراسی"، "حقوق بشر" و "مبارزه با تروریزم" وارد کشور شده و افغانستان دارای اردو، پولیس و حکومت می باشد و شعار قانون و تامین عدالت از هر بلندگویی شنیده می شود.
متاسفانه این بار جنایت از جانب کسانی صورت می گیرد که خود لباس حافظ امنیت و قانون را به تن دارند و ادعای پاسبانی از ناموس مردم را دارند. در جوزجان تجاوز بر طفل یازده ساله از منصوبین اردو در داخل قرارگاه قول اردو صورت می گیرد؛ در سرپل پسر حاجی پاینده که عضو پارلمان است، بر دختری تجاوز می نماید، در ولایت تخار طی سال جاری شش واقعه دلخراش تجاوز صورت گرفته که در دو واقعه آن جنایت کاران به خاطر محفوظ بودن هویت شان قربانیان جنایت خود را به قتل رسانیده اند.
دو واقعه دیگر که توسط منصوبین لوای سرحدی صورت گرفته که یکی از آن بالای دخترک 9 ساله بود، و در ولایت کندز بر دختر صنف هفتم مکتب تجاوز صورت گرفته و مجرم که یونیفورم امنیتی داشت، پس از دستگیری از سارنوالی ولایت فرار می کند. در ولسوالی امام صاحب بر طفل 9 ساله تجاوز صورت می گیرد. در همین ولایت پسرک شش ساله از سوی گارد امنیتی ریاست کار و امور اجتماعی مورد تجاوز قرار می گیرد. و دردناک ترین واقعه تجاوز پنج تن از نیروهای مسلح همین ولایت بر طفل نه ساله می باشد. مشابه به این، در سایر ولایات شمال مانند بلخ، سمنگان و ولایات دیگر ده ها مورد تجاوز بر اطفال ثبت گردیده که موارد بالا به عنوان مشت نمونه ی خروار است.
اگر چه ارگان های امنیتی و قضایی در رسانه ها لاف از تامین عدالت می زنند و آقای کرزی هم از اشد مجازات در موارد عاملان جنایات صحبت می کند، ولی مردم ما با تعجب مشاهده می کنند که یکی از جنایتکاران متهم به تجاوز در ولایت سمنگان که از سوی محکمه به یازده سال حبس محکوم شده بود، پس از چند روز بر اساس فرمان رئیس جمهور از حبس رها گردید.
مردم عذابدیده ما بارها به خاطر عدالت خواهی به ارگان های قضایی مراجعه کرده اند اما با موجودیت فساد گسترده درین ارگان ها نه تنها امید چندانی به مجازات همچو جنایتکاران ندارند بلکه از خود می پرسند که آیا عاملان جنایاتی چون رحیمه در ولایت کندز هنوز هم پشت میله های زندان هستند یا آزادانه در کوچه های همان ولایت به جنایات خود ادامه می دهند؟
اگر مردم توانسته زنج فقر و بیکاری، صعود قیم، کشتار عزیزان شان را در بمباردمان تحمل نمایند، آیا درد تجاوز بر جگرگوشه های شان قابل تحمل خواهند بودو آیا باز هم دولتمردان از کارکرد چند ساله ی خود خجالت نکشیده تواقع دارند با هزار و یک حیله رای مردم را به دست بیاورند؟     

۱۳۸۷ فروردین ۱, پنجشنبه

مشت نمونه ی خروار

نیروهای امریکایی می کشند:
 به دنبال کشتار نود شیندندی از سوی امریکایی ها و اظهار تاسف بوش از قتل غیرنظامیان و بعد عذر خواهی رابرت گیتس وزیر دفاع امریکا که بسیاری آن را حرف مفت می پندارند، بازهم نیروهای خارجی مستقر در ولایت ارزگان  با تیر اندازی به سوی ولسوال چوره ولایت ارزگان او را با دو بادیگاردش به قتل رساندند. این کشتار بار دیگر نشان میدهد که قتل افغانهای عادی و ولسوال نزد خارجی ها چقدر مفت، ساده و آسان می باشد. کرزی قیمت خون هر افغان را برای خارجی ها دو هزار دالر تعیین کرده است و  به این حساب ارزش خون بیست افغان به اندازه ای معاش یک ماهه یک مشاور خارجی در افغانستان میباشد؛ پس چرا امریکایی ها در افغانستان کشتار نکنند؟

نقشه ی جدید:
 مجله اتلانتا در شماره ماه جون و جولای خود، نقشه ای را مطابق به تغییراتی به چاپ رسانده است که ستراتیژیست های امریکایی برای این منطقه در نظر گرفته است. درنقشه ی جدید، چیزی به نام افغانستان وجود ندارد. بخش اعظم افغانستان با پشتون های آن سوی سرحد با 61 ملیون نفوس، پشتونستان را می سازد که پایتخت آن قندهار در نظر گرفته شده است. درین نقشه پاکستان از پنجاب وسند تشکیل می شود. بلوچستان ایران، پاکستان و افغانستان کشور مستقل بلوچستان را می سازد. بخش هایی از افغاستان در شمال به تاجکستان، ازبکستان و ترکمنستان تعلق می گیرد. ولایات فراه و هرات با ایران که در نقشه  پارسیا نام دارد مدغم میشوند. عراق سنی و شیعه از هم جدا و دو مملکت جداگانه را میسازند. کردستان ایران، عراق و ترکیه دولت واحد کردستان را به وجود می آورند. امریکایی ها و انگلیس ها هر از گاهی به چاپ چنین نقشه هایی دست میزنند و آرام آرام این نقشه ها را در ذهن مردم منطقه و جهان القا کرده، با چنین تقسیماتی منافع خاص خود را دارند، کاری که در یوگوسلاویای سابق با آتش و گلوله انجام دادند و از آن نتیجه ی خوبی برای امیال خاص شان به دست آوردند. علاوه برین غیرمستقیم به مردم می فهمانند که تصمیم گیرندگان اصلی این منطقه فقط آنان میباشند و به این صورت مردم  را باتکرارچاپ چنین نقشه ها به حضور دایمی خود در منطقه خو میدهند.

روز صلح:
 21 سپتامبر از روز صلح در جهان تجلیل به عمل آمد. در افغانستان نیز عده ای یقه دریدند، کبوتر صلح رها کردند و گلودریدند. این روز در حالی تجلیل شد که هوتل امریکایی ماریوت در اسلام آباد مورد مرگبارترین حمله قرار گرفت که در آن بیش از شصت نفر کشته و 270 نفر زخمی شدند که در میان کشته شدگان سفیر جمهوری چک، دو جنرال سیا و دو جنرال نیروی دریایی امریکا نیز بودند. این بار طالبان هم از صلح صحبت کردند، اما 150 نفر از کارگران را در بالا بلوک فراه ربودند. این صلح خواهی و صلح گویی در حالی در افغانستان زمزمه می شود که بیش از هفت ملیون نفر زیر خط فقر زندگی می کنند. مردم در ولایات بادغیس و سمنگان فرزندان شان را می فروشند و علوفه و برگ درخت میخورند، اما روز صلح در بهترین هوتل ها و رستوران ها در کابل در حالی با دالر تجلیل می شود که  نه کسی از حال گرسنگان  خبر دارد و نه به فکر آنان می باشد. این جمع فقط بردند و زدند و خوردند. صلح واقعی مردم زمانی است که خود بر مقدرات خود تصمیم بگیرند و صلاحیت زندگی خود را داشته باشند 
          
پارسال دروغ بود یا امسال؟:
 در ختم سال 2007 بانکی مون سرمنشی ملل متحد اعلان کرد که در طول این سال هشت هزار غیرنظامی در افغانستان از سوی نیروهای طالب ، ائتلاف و ناتو کشته شده اند. اما امسال که هشت ماه از سال 2008 می گذرد، منابع خارجی اعلان می کنند که تا حال 1800 نفر به قتل رسیده اند، در حالیکه بسیاری ازهمین منابع معتقد اند و مردم هم به این باور اند که امسال قتل های بیشتری نسبت به سال گذشته صورت گرفته است، پس چگونه می توان این ادعا را قبول کرد که تا حال فقط 1800 نفر به قتل رسیده اند. همه می پرسند که آیا آمار پارسال دروغ بود یا آمار امسال درست نیست؟
 
طالبان و تریاک:
 گروپ طالبان با تریاک شکل گرفته و بدون زرع و قاچاق تریاک ادامه یافته نمی تواند. طالبان اکنون بخش اعظم تریاک افغانستان را در کنترول دارند و از آن سودهای کلانی به دست میآورند.  در سه سال گذشته تولید تریاک در افغانستان فوق العاده بالا رفته که به ترتیب  93 ، 95 و 79 درصد تولید جهان را تشکیل میداد و به این خاطر درین سه سال عاید تریاک از مصرف جهانی آن فوق العاده اضافه تر بود و موازی با آن قیمت تریاک و هیروئین در بازارهای دنیا بسیار افت پیدا کرد. متقابلا نرخ گندم بسیاربالا رفت و مخصوصاً که منطقه به کمبود گندم مواجه گشت و به این خاطر در مناطق مختلف امسال زمینداران تصمیم گرفته اند تریاک نکارند. مثلاً در فراه قیمت یک کیلوگرام تریاک به سه هزار افغانی رسیده، در حالیکه 5 کیلو گندم ( یک من فراه) به 170 افغانی سودا می شود. گفته می شود که درین چند سال قوماندانان طالب مقدار زیادی تریاک را ذخیره کرده، امسال تصمیم دارند که زرع تریاک را در نقاط زیر کنترول شان منع قرار دهند و بسیاری فکر می کنند که این بهانه خوبی برای وزارت به اصطلاح مبارزه با مواد مخدرخواهد شد که اعلان کنند «ما در مهار مواد مخدر پیروز شدیم

۱۳۸۶ اسفند ۲۲, چهارشنبه

ایران به دنبال سودهای کلان تر در افغانستان

ایران که با افغانستان بیش از 750 کیلومتر مرز مشترک دارد، طی سی سال گذشته یکی از مداخله گران اصلی و آتش بیار بزرگ جنگ در افغانستان بود و پیوسته به تقویت جناح های معینی در افغانستان می پرداخت و یکی از جناح های رقیب را تمویل و مسلح می کرد. اکنون که وضعیت امنیتی  روز تا روز بدتر میشود، ایران تلاش می کند تا از آب گل آلود ماهی مراد بگیرد.
ایران که مدتی در عراق با امریکا رویارویی داشت پس از انجام مذاکرات این تنش ها کاهش یافت . ایران در عراق به دنبال منافع خود با استقرار حکومت مقتدر شیعه می باشد و فکر می کند با چنین حکومتی می تواند در معادلات منطقه در آینده نقش مهم تری بازی کند. امریکا بعد از دو نشستی که با ایران داشت، از اعتراضات خود مبنی بر مداخلات ایران در عراق کاست و بعد امریکایی ها اعلام کردند که گراف حملات در عراق پائین آمده است. چند تن از افراد القاعده که از عراق به وزیرستان رفته و در افغانستان دستگیر شدند، اعتراف کردند که از راه ایران به پاکستان انتقال یافته و ابو ایوب المصری رهبر جنگجویان القاعده در عراق که به دیدن اسامه و الظواهری به پاکستان آمده بود، نیز اعلان کرد که از راه ایران به وزیرستان رفته است. این حرکت نشان می دهد که ایران نمی خواهد نیروهای القاعده در عراق با شیعه ها و امریکایی ها بجنگند و به این خاطر درین چند ماه بیشترین نیروهای القاعده توسط ایرانی ها به وزیرستان منتقل شدند و علت تشدید جنگ در افغانستان و پاکستان همین ازدیاد نیرو می باشد.
ایران با اینکه به دنبال تقویت بنیادگرایان طالب در غرب افغانستان است، در کنار آن نیروهای جهادی وابسته به خود را همچنان در کابل و ولایات غربی افغانستان تقویت و حمایت می کند. ایرانی ها از یکسو بد ترین و فاشیستی ترین بر خوردهایی با مهاجرین داشته و پیوسته بر آنان فشار می آورند که از آن کشور برآیند و بر زندگی آنان رحم نمی کنند و تل سیاه را همچنان پر نگه می دارند و از سوی دیگر تازه تصمیم گرفته است تا بار دیگر اردوگاه شمس آباد را فعال بسازد. این اردوگاه که در زمان تجاوز روسها به خاک افغانستان کلان ترین اردوگاه در ایران به حساب می آمد و بعد از سقوط دولت نجیب تمام مهاجرین از آن برآمده به افغانستان برگشتند یا در شهرهای دیگر ایران پراکنده شدند، این اردوگاه به وسیله نیروهای امنیتی ایران کاملاً ویران شد و حال دولت ایران تصمیم برپایی دوباره آن را گرفته، گزارش هایی میرسد که روزانه چندین لاری بار از مهاجرین مناطق غربی افغانستان به این اردوگاه سرازیر می شوند و از مدتی به این سو سرگروپ های زمان جهاد را در بیرجند جمع کرده و در کنار عده ای از قوماندانان طالب به آنان نیز امکانات میدهد. ایران بار دیگر می خواهد تا از میان این افراد که در اردوگاه متمرکز میشوند، چون گروپ های سابق حزب اللهی نیروی مسلح قوی بسازد و در معادلات بعدی قدرت آنها را به سود خود استعمال کند. ایران جاده میان مشهد و هرات ، زابل و زرنج را پخته کاری کرده، برای هر دو ولایت برق داده و به شهر زرنج آب نیز رسانده است و حال تصمیم دارد که برای ولایت فراه هم برق بدهد و هم جاده 120 کیلومتری میان طبسین – فراه را قیرریزی کند و به این صورت فراه را با بیرجند وصل کند. تمام این تلاش ها نشان می دهد که ایران به فکر آنست که اگر روزی تجزیه ای در افغانستان به وجود آید، سهم خود را به آسانی بگیرد. اخیراً مجله ی اتلانتا  در امریکا نفشه جدید منطقه را چاپ کرده که در آن غرب افغانستان به ایران یا پارسیا تعلق گرفته است. ایران علاوه به آنکه اصل فعالیت های مسلحانه افرادش را در غرب افغانستان سازماندهی می کند، در کابل نیز بیشترین نفوذ میان قدرت حاکمه داشته، در میان رسانه های افغانستان از نفوذ بالای بر خوردار می باشد، رد پای ایرانی ها را می توان در بسیاری از تلویزیون ها، رادیوها و نشرات چاپی به روشنی دید. تا جایی که به خاطر این نفوذ مدیران بعضی از روزنامه آن را تحمل نکرده ، استعفا می دهند. ایران به افغانها کتاب کمک می کند و ظاهراً به فکر بالا رفتن سطح و سواد فرزندان افغان اند اما در خود ایران شهریه را دوچند می سازد و به بهانه های مختلف راه ورود اکثر اطفال را به مکاتبش می بندد. ایران در درون ارگ هم نفوذ دارد و گاهی چای پولی ارگ را هم می پردازد و به این خاطر است که امرالله صالح از مداخلات ایران در همزبانی با خارجی ها یاد می کند ولی کرزی خود را بی خبر می اندارد و از آن انکار می کند. شورای نظار و جمعیت ربانی نیز در روابط نزدیکی با ایران قرار دارند و از زمان درگیری آنها با طالبان مورد حمایت ایران قرار دارند.  به این خاطر ایران مترصد فرصت است و تا آنزمان کوشش می کند تا از ترانزیت میان چاه بهار و زرنج، از سرک حلقوی میان مشهد و تاشکند، از دریای هریرود جهت انتقال آب آمو به غرب ایران و بر صدر همه از آب دریای آمو بیشترین سود را ببرد و همچنان تنور جنگ را به نفع خود در افغانستان گرم نگهدارد و مترصد فرصت های  کلانتر و طلایی تر باشد.